ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٤٣ - پنجم - محبت بر انسانها كه از خود ذات بجوشد
از زنجير ممتد عالم هستى مى باشند ، مفيد واقع شود . عظمت خيره كننده اى را دين اسلام در اين پديده حساس نشان داده است كه مى گويد : هر امتيازى كه در يك انسان وجود داشته باشد و جامعه بآن امتياز نيازمند باشد ، نمى تواند بآن امتياز مزد و اجرتى مطالبه كند و متكفل معيشت اين گونه اشخاص بيت المال است كه محصول دسترنج همهء انسانهاى جامعه است . معناى اين حكم اينست كه آدمى امتياز را از خدا مى گيرد و محصول آنرا از راه انسانها بخدا تحويل مى دهد .
پنجم - محبت بر انسانها كه از خود ذات بجوشد [١] اين يك قانون كلى است كه اتحاد كامل انسانها با يكديگر به حذف من يا روح آنان منتهى مى گردد ، اين وحدت خود منجر به عداوت و خصومت خواهد گشت ، زيرا چنين اتحادى اگر امكان پذير باشد ، نابود ساختن اساس و پايهء وجود انسانى خواهد بود كه من يا روح او است . بهمين جهت است كه مى گوئيم : همهء احساسات و ادعاهائى كه در اتحاد دو انسان ابراز مى گردد ، چنانكه در قلمرو ادبيات به فراوانى ديده مى شود ، مانند - < شعر > من كيم ليلى و ليلى كيست من هر دو يك روحيم اندر دو بدن أنا من أهوى و من أهوى أنا نحن روحان حللنا بدنا فإذا أبصرتنى أبصرته و أذا أبصرته أبصرتنا < / شعر > ( من همانم كه به او عشق مى ورزم و كسى كه من به او عشق مى ورزم ، منم .
[١] . مقصود از محبت در اين مبحث ، محبث ناشى از احساسات تصعيد شده است كه همهء آرمانهاى عقلانى و اخلاقى و مذهبى در تصعيد آن احساسات اشتراك ورزيدهاند ، نه گرايشهاى طبيعى محض كه از حد منطقى خود خارج مى شود و همه آرمانهاى مزبور را مختل مى سازد .