ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٤٠ - سوم - فريب ندادن خويشتن در ارتباط با حق و باطل و صميميت با خويشتن در برابر آن دو
بدست آورده باشد و هر چند كه همهء عالم هستى را مسخر كرده باشد ، حق ادعاى انسانيت را ندارد . فريب دادن خويشتن يعنى مبارزه با خود و مبارزه با خود ، يعنى نپذيرفتن واقعيت هستى خويشتن . شما در بارهء كسى كه واقعيت هستى خود را نپذيرفته و اعتقاد به موجوديت خود ندارد ، چه توقعى جز انكار واقعيات داريد شگفتآورتر از همه آنكه ساده لوحانى پيدا مى شوند و از مبارزهء انسانهاى خود فريب بسيار در تعجب فرو مى روند ، اگر اينان مى دانستند كه خود فريبندگان چه چيزى را يا چه كسى را در برابر حق و باطل فريفتهاند ، هرگز تعجب نمى كردند ، اگر چه اين نابكاران نابخرد ، همهء مردم دنيا را براى يك دستمال محقر فريب مى دادند . اين خود فريبندگان ، اين وقاحت را بخود پذيرفتهاند كه در برابر حق و باطل به من يا روح خويشتن كه عزيزترين و با ارزشترين چيزها يا كسها ميباشد ، دروغ بگويند و آن را بفريبند . در اين آيات قرآنى دقت كنيد كه خالق هستى خداوند متعال مى فرمايد : ( يُخادِعُونَ الله وَالَّذِينَ آمَنُوا وَما يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَما يَشْعُرُونَ . فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ الله مَرَضاً وَلَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ ) [١] ( آنان با خدا و كسانى كه ايمان آوردهاند فريبكارى مى كنند و آنان نمى فريبند مگر خويشتن را و نمى دانند . در دلهاى آنها مرضى است و خداوند بر مرضشان افزوده است و براى آنان در نتيجهء دروغى كه مى گويند ، عذاب دردناكى است ) .
از اين دو آيهء شريفه با كمال صراحت اين مطلب روشن مى شود كه نيرنگ و فريب كارى آن نابخردان در حقيقت نيرنگ بازى و فريبكارى در بارهء خويشتن بوده است . نهايت امر اينست كه آنان متوجه نبودند كه با آن نابكارى و حماقت خودشان را مى فريبند . و اين مطلب نيز بخوبى روشن مى شود كه آن تبهكاران
[١] . سورهء البقرة آيهء ١٠ .