ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥١ - ده - يكى از بزرگترين و درخشانترين جلوههاى تصعيد حيات كمالى ميزان قرار دادن خويشتن در ارتباط با ديگر انسانها است
ديگران زشت و قبيح محسوب مى نمائى و از مردم بهمان رضايت داشته باش كه از خويشتن براى آنان رضايت مى دهى ) .
و كفاك أدبا لنفسك ما كرهته من غيرك ، و عليك لأخيك مثل الَّذى عليه لك [١] ( و براى تأديب نفس خويشتن كافى است كه آنچه را از ديگران ناخوشايند مى دانى ، از خويشتن بر ديگران نيز ناخوشايند بدانى و بر عهدهء تست از برادرت ، همانند آنچه كه از تست بر عهدهء برادرت ) .
هنگامى كه اين ميزان مختل گردد ، وضع روانى او بدين ترتيب است كه امير المؤمنين عليه السلام مى فرمايد :
يستعظم من معصية غيره ما يستقلّ أكثر منه من نفسه و يستكثر من طاعته ما يحقّره من طاعة غيره فهو على النّاس طاعن و لنفسه مداهن ، اللَّهو عليه مع الأغنياء أحبّ أليه من الذّكر مع الفقراء ، يحكم على غيره لنفسه و لا يحكم عليها لغيره ، يرشد غيره و يغوى نفسه [٢] ( همان گناهى را كه ديگران مرتكب شدهاند و بزرگش ميداند ، خود بيش از آنرا مرتكب مى شود و آنرا اندك تلقى مى نمايد و اطاعتى را كه ديگران بجاى آوردهاند او تحقيرش ميكند و اگر همان اطاعت را خود بجاى بياورد ، زيادتر و با عظمتتر مى پندارد .
كار او طعنه بر ديگران است و تملق بر خويشتن براى او لهو و بازى با اغنيا ، محبوبتر است از ذكر خداوندى با فقراء به سود خود بر ضرر ديگران حكم مى كند و به سود ديگران بر ضرر خود حكم نمى كند ديگران را ارشاد و خود را گمراه مى سازد ) .
اينست مختصات انحراف ميزان ما بين خويشتن و ديگر انسانها . حال بر مى گرديم براى توضيح بيشتر در بارهء ميزان معقول در ارتباطات انسانها با
[١] . حكم منثوره ص ٧ و ٨ .
[٢] . ج ٢ - شمارهء ١٥٠ ص ٤٩٨ و ٤٩٩