ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٨ - ده - يكى از بزرگترين و درخشانترين جلوههاى تصعيد حيات كمالى ميزان قرار دادن خويشتن در ارتباط با ديگر انسانها است
ده - يكى از بزرگترين و درخشانترين جلوههاى تصعيد حيات كمالى ميزان قرار دادن خويشتن در ارتباط با ديگر انسانها است اين مسئله بسيار مهم است كه ميزان صحيح در ارتباط يك انسان با ديگر انسانها بر چه مبنائى بايد استوار بوده باشد قبل از بحث و بررسى در بارهء ميزان صحيح در ارتباط انسانها با يكديگر ، اين مطلب بايد كاملا روشن شود كه منظور ارتباط انسانها در تشكل زندگى اجتماعى محض نيست ، زيرا عامل اصلى تشكل زندگى اجتماعى بر پايهء عدم مزاحمت در زندگى و امكان پذير ساختن هماهنگى قوى و استعدادهاى مردم و بهره بردارى بهتر از آنها در تحقق بخشيدن به زندگى دسته جمعى بنا نهاده شده است . بهمين جهت بوده است كه حقوق و مقررات اجتماعى معمولى ، تاكنون نتوانسته است در تصعيد حيات كمالى انسانها قدمى بردارد . و اين حقيقتى است كه متفكرانى كه در فلسفهها و عوامل زير بنائى حقوق و مقررات زندگى اجتماعى محض كار كردهاند ، اعتراف بآن نمودهاند . و مى توان گفت : اين گونه قوانين كه فقط متكفل امكان پذير ساختن هماهنگى قوى و استعدادهاى مردم جامعه و منتفى ساختن تضاد و مزاحمت آنان وضع مى شود ، يك پديدهء جبرى مانند تنفس براى زنده ماندن است البته ترجيح بعضى از نظامهاى حقوقى در سالم بودن و منطقى بودن ، بر بعضى از نظامهاى حقوقى ديگر جاى ترديد نيست . مثلا ممكن است بعضى از نظامهاى حقوقى در بارور كردن استعدادها و بكار گرفتن امكانات بهتر و منطقى از نظامهاى ديگر بوده باشد ، ولى بالاخره يك نظام حقوقى معمولى اصالتا كارى با اين ندارد كه انسانهاى جامعهء خود را چنين تربيت كند كه حس طغيانگرى آنانرا در هنگام رسيدن به قدرت ، در درون آنان منتفى بسازد و احتياجى به تهديد كيفرى و جلوگيرى جبرى در موقع بروز عينى طغيانگرى وجود نداشته باشد . همچنين يك نظام حقوقى معمولى وظيفهء خود نمى داند كه ارواح افراد جامعه را بطورى تربيت كند كه صدق و صميميت و خلوص انسانى در ذات آنان