ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٤ - ٢ - فطرت اوليهء انسان پاك و داراى استعداد كمال است
و نخواهد داشت . و ما نبايد اين مسئله را ناديده بگيريم كه پاسخ منطقى از يك سؤال ، غير از گريز از آن سؤال يا مختل كردن آن است . بعنوان مثال اگر از ما سؤال شود كه من كه موضوع علوم روانشناسى است ، چيست روياروئى با اين سؤال را به سه نوع مى توان تصور كرد : نوع يكم - پاسخ منطقى و آن عبارت است از توصيف و بيان واقعيت و مختصات اوليه و ثانويهء من و اين نوع پاسخ مطلوب كاروانيان پر تلاش علم و جهان بينىها است .
نوع دوم - مختل كردن سؤال است ، مانند اين كه بگوئيم : اگر مقصود شما از من جوهر است ، ما در فلسفه ثابت كردهايم كه جوهر عبارتست از آن حقيقتى كه قائم بذاته باشد و اگر مقصود شما مادهء من است ، من اصلا از مقولهء ماده نيست . اگر مقصودتان همان درك شدهء عمومى انسانها است كه با دريافت حضورى قابل درك است ، من قابل تعريف نيست . اين گونه پاسخ مختل كردن سؤال است .
نوع سوم - گريز از سؤال بجاى پاسخ از سؤال است ، مانند اين كه در همان سؤال فوق چنين پاسخ بدهيم كه من مجموع اجزاء درونى و برونى انسان است ، در نتيجه من واقعيت ندارد كه ما تعريف و توصيفش كنيم . اين پاسخ سؤال مزبور نيست ، بلكه فرار از آن است . حال اگر كسى بخواهد سؤال از مسئلهء خلقت را مختل نكند و از آن نگريزد و همهء چون و چراهائى را كه در غير پاسخ فطرى - منطقى ( اللَّه ) بوجود خواهد آمد ، حل و فصل نمايد ، حتما خواهد گفت اللَّه .
امير المؤمنين عليه السلام در بيان هدف بعثت پيامبران اين جمله را مى فرمايد : فبعث فيهم رسله ، و واتر أليهم أنبيائه ليستأدوهم ميثاق فطرته . . . [١] ( رسولانش را در ميان مردم بر انگيخت و پيامبرانش را پشت سر هم
[١] - نهج البلاغه ج ١ خ ١ ص ٤٣ .