ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٠ - ٢ - ضعف ناشى از جهل اضطرارى
٢ - ضعف ناشى از جهل اضطرارى ١ - انسان بطور كاملا دقيق نمى داند يك لحظهء بعد وضع روانى او در چه حال است :
< شعر > اى برادر عقل يكدم با خود آر دمبدم در تو خزان است و بهار < / شعر > مولوى اين حقيقتى است كه اگر كسى بتواند درست تصورش كند ، تصديقش خواهد كرد . البته تخمين و حدس لحظات آيندهء روانى با تشابه و مقايسه به گذشته ، مطلبى صحيح است ، ولى هرگز علم ما به وضع آيندهء روان و كيفيات آن ، هرگز به صد در صد نمى رسد .
چه ضعفى بالاتر از اين كه آدمى در حمايت از خود بر مبناى « صيانت ذات » در هر حال در معرض فريب خوردن است ، ولى اين ضعفى است اختيارى كه بايد در رفع آن بكوشيم ، و اين نوع ضعفهاى اختيارى را پس از اين ، مورد بررسى قرار خواهيم داد .
< شعر > تن قفس شكل است زان شد خارجان در فريب داخلان و خارجان اينش گويد من شوم همراز تو وانش گويد : نى منم همراز تو اينش گويد نيست چون تو در وجود در كمال و فضل و در احسان وجود آنش گويد هر دو عالم آن تست جمله جانهامان طفيل جان تست آنش خواند گاه عيش و خرمى اينش گويد گاه نوش و مرهمى او چو بيند خلق را سرمست خويش از تكبر مى رود از دست خويش او نداند كه هزاران را چو او ديو افكنده است اندر آب جو < / شعر > اين نقطهء ضعف كه بسيار مهم و حساس است ، با دو عامل اساسى قابل مرتفع شده است : عامل يكم - تقويت انديشه و تعقل براى تشخيص و شناخت واقعيات و تفكيك آنها از خيالات و اوهام پا در هوا و بكار بستن صحيح آن تشخيص و