ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١
< شعر > اى خدا ، اين وصل را هجران مكن سرخوشان عشق را نالان مكن باغ جان را تازه و سرسبز دار قصد اين مستان و اين بستان مكن كعبهء آمال ما اين درگه است كعبهء آمال را ويران مكن < / شعر > ( أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ الله لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ ) [١] ( آگاه باشيد ، قطعا براى اولياء اللَّه خوف و وحشتى نيست و آنان اندوهگين نمى شوند ) .
با اين بيان كه در بارهء شكر در هنگام برخوردارى از نعمتها متذكر شديم ، معلوم مى شود كه شكر و ثنا عبارت از مقدارى الفاظ مربوطه نيست كه بطور اعتيادى و اسقاط بار تكليف شاق ادا مى شود ، اين گونه ثنا گفتن نوعى ترك ثنا و شكرگذارى است . بلكه شكر و ثنا عبارتست از تفكر در فيض هستى كه با ارزشترين نعمت خداوندى است و اين تفكر و اعتقاد ، حتى نعمت بودن نفسهائى را كه انسان برمى آورد ، اثبات مى كند ، چه رسد به نعمت عقل و قلب و وجدان با صدها فعاليتى كه دارند . اين توجه و تفكر و اعتقاد موجب مى شود كه حق آن نعمتها ادا شود . حق نعمت و فيض وجود ، اينست كه آدمى حتى يك لحظهء آنرا تباه نسازد و دست از تكاپو و سبقت در تحصيل خيرات و كمالات برندارد .
حق نعمت عقل با انواع فراوانى از فعاليت كه دارد ، بكار انداختن صحيح آن در همهء ابعاد هستى خويش و همنوعان است . حق نعمت قلب و وجدان به - فعليت رساندن همهء استعدادهاى آنها است كه عوامل رشد و كمال انسانى مى باشند . حق نعمت قدرت عبارت است از بهره بردارى از آن در هموار كردن طرق منطقى « حيات معقول » خود و ديگر انسانها . حق نعمت زيبائى عبارتست از درك ارزش آن كه وابسته به كمال معنويست و انتقال بوسيلهء درك آن به فهم جمال هستى و شكوه آن كه وابسته به جمال الهى است . . . ادا كردن اين حقوق شكر آن نعمتها است كه عنصر دوم زهد است .
[١] . يونس آيه ٦٢ .