با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٠ - نكته دوم
«هر كس سلطانى ستمگر را ببيند كه حرامهاى خداى را حلال مىشمرد ...». [١] در اين ميان ابن اعثم تنها كسى است كه اعتقاد دارد اين خطبه متن نامهاى بود كه امام (ع) براى گروهى از بزرگان و مؤمنان كوفه ارسال داشت. [٢]
٢- اين نقل ابن اعثم- چنان كه براى برخى مورخان متأخر نيز امر مشتبه شده است- موهم اين مطلب است كه امام (ع) اين نامه (متن خطبه منزلگاه بيضه) را پس از فرود آمدن در كربلا نوشت! ولى تأمل در همه متن روايت ابن اعثم به رغم آشفتگى آشكارى كه متن آن دارد نشان مىدهد كه امام (ع) آن را در جايى نزديكىهاى كربلا و پيش از فرود آمدن در آنجا، و بلكه پيش از شدت گرفتن محاصره سپاه حرّ بر ضد كاروان حسين، نوشت. به اين دليل كه نافع بن هلال خطاب به امام مىگويد: بيا و ما را هدايت كن و حركت ده، اگر خواهى به سوى مشرق و اگر خواهى به سوى مغرب! چنانچه اين سخن در كربلا و يا پس از شدت گرفتن محاصره مىبود، سخنى بى معنا مىنمود؛ زيرا كه امام- پس از آن- به محاصره در آمد و از خود اختيار رفتن نداشت؛ نه به سوى شرق نه به سوى غرب. ديگر اينكه پايان روايت ابن اعثم چنين تصريح دارد: سپس حسين در ميان خويشاوندانش ندا داد و از آن مكان كوچيد تا آنكه در كربلا فرود آمد ... اين نيز نشانگر آن است كه بدون شك، رويدادى را كه ابن اعثم نقل مىكند، پيش از كربلا حاصل شده نه در كربلا.
٣- از نظر تاريخى مشهور اين است كه امام (ع) نامه دوم خويش به مردم كوفه را به وسيله قيس بن مسهر صيداوى از منطقه حاجر از بطن الرّمه [٣] ارسال داشت؛ و سپس آن پيشامدهايى كه به شهادتش منجر شد روى داد. خبر شهادت وى در منطقه عذيب الهجانات به امام (ع) رسيد، [٤] نه آنجايى كه در روايت ابن اعثم آمده است.
[١]- ر. ك: تاريخ الطبرى، ج ٤، ص ٣٠٤- ٣٠٥؛ الكامل فى التاريخ، ج ٣، ص ٢٨٠؛ مقتل الحسين، مقرم، ص ١٨٤- ١٨٥.
[٢] آنچه در مقتل الحسين خوارزمى، ج ١، ص ٣٣٤- ٣٣٦ آمده نقل از ابن اعثم است.
[٣] براى مثال ر. ك: تاريخ الطبرى، ج ٤، ص ٣٩٧؛ الكامل فى التاريخ، ج ٣، ص ٢٧٧؛ الارشاد، ص ٢٢؛ تجارب الامم، ج ٢، ص ٥٧؛ انساب الاشراف، ج ٣، ص ٣٧٨؛ الاخبار الطوال، ص ٢٤٥- ٢٤٦؛ تذكرة الخواص، ص ٢٢١؛ مثير الاحزان، ص ٣٢؛ البدايه و النهايه، ج ٨، ص ١٨١.
[٤] براى مثال ر. ك: تاريخ الطبرى، ج ٤، ص ٣٠٦؛ الكامل فى التاريخ، ج ٣، ص ٢٨١؛ البدايه و النهايه، ج ٨، ص ١٨٨.