با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٧ - فضيلت كربلا و قداست تربت آن
سيوطى نزديك به بيست روايت از علماى بزرگ اهل تسنن، مانند بيهقى، ابى نعيم و امثال آنان نقل كرده است. [١]
بايد دانست كه قداست برخى مكانها يا خاكها به سيره عملى رايج در ميان مسلمانان صدر اسلام و حتى دوران رسول اكرم (ص) مىرسد.
برزنجى مىگويد: واجب است هر كس چيزى را از مدينه بيرون برد، آن را به جايش بازگرداند و تا چنين نكند پيوسته گناهكار است، مگر از آن خاك به اندازه شفا برده باشد، مانند خاك قتلگاه حمزه سيدالشهداء و خاك سهيل؛ زيرا گذشتگان و نسلهاى پس از ايشان بر اين امر اتفاق نظر دارند. [٢]
همچنين اين روش پس از روزگار رسول خدا (ص) نيز استمرار يافت.
علامه سمهودى در كتاب «وفاء الوفاء» گويد: هنگامى كه پيامبر (ص) وفات يافت مردم از تربت شريف آن حضرت بر مىگرفتند. آنگاه عايشه دستور داد كه مقابلشان ديوار كشيدند.
درون ديوار سوراخى بود كه از آن تربت بر مىگرفتند، پس عايشه فرمان داد كه آن را بستند. [٣]
مردم به طلب شفا از خاكها بسنده نمىكنند بلكه جاى گامهاى برخى اولياى خدا را نيز تقديس مىنمايند. حال كه چنين است، چرا نشود تربت فرزند، دسته گل، جگر گوشه و پاره تن رسول خدا (ص) را تقديس كرد و حال آنكه پاكيزهترين و محترمترين تربتها است؟!
امام صادق (ع) فرموده است: فاطمه زهرا (س) دختر رسول خدا (ص) تسبيحى داشت كه نخ آن پشم بود و شمار تكبيرات را روى آن گره زده بود؛ و آن را با دست مىچرخاند و تكبير و تسبيح مىگفت. پس از آنكه حمزة بن عبدالمطلب به شهادت رسيد، حضرت با استفاده از تربت وى تسبيح درست كرد و مردم نيز چنين كردند؛ و چون حسين (ع) به شهادت رسيد، به خاطر فضيلت و برترى تربت وى، مردم به آن روى آوردند. [٤]
[١] ر. ك: الارض و التربة الحسينية، محمد حسين كاشف الغطاء، ص ٣٣- ٣٤.
[٢] نزهة الناظرين، برزنجى، ص ١١٦.
[٣] وفاء الوفاء، ج ١، ص ٣٨٥.
[٤] بحار الانوار، ج ١٠١، ص ١٣٣.