با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٢٣ - شهادت على اكبر(ع)
پدرت بر سر بالينت آمد و با قلب سوزان بر تو مىگريست؛ و خونت را به سوى آسمان ريخت و قطرهاى از آن به زمين بازنگشت و آب ديدگان پدرت همچنان در عزايت سرازير بود.» [١]
على اكبر در زيارت ناحيه مقدسه سلامى دارد كه نشان منزلت والاى ايشان است. در آنجا مىخوانيم: «درود بر تو اى نخستين شهيد از نسل بهترين كسى كه از فرزندان ابراهيم خليل پا به عرصه دنيا نهاده است. درود خداوند بر تو و بر پدرت، آن هنگامى كه دربارهات فرمود: پسرم، خداوند بكشد مردمى را كه تو را كشتند. چه قدر اينان نسبت به خداوند رحمان و شكستن حرمت رسول خدا (ص) جسور شدهاند! پس از تو خاك بر سر دنيا باد! درود بر تو در آن هنگامى كه در برابر كافران قد علم كردى و فرمودى:
من على بن حسين بن على هستم، به خداى كعبه سوگند كه ما به پيامبر خدا (ص) نزديكتريم.
شما را آن قدر با نيزه مىزنم كه خم گردد و در حمايت از پدرم شما را از دم شمشير مىگذرانم،
با ضربت جوانى هاشمى و عربى، به خدا سوگند كه فرومايه بر ما حكم نخواهد راند.
تا آن كه جان سپردى و پروردگارت را ديدار كردى. شهادت مىدهم كه تو به خدا و پيامبرش نزديكترى. گواهى مىدهم كه تو فرزند رسول خدا و حجت و امين او و پسر حجت و امين او هستى. خداوند بر كشنده تو مرّة بن منقذ بن نعمان عبدى حكم كند.
خداوند او و هر كس را كه در قتل تو شركت جست و بر ضد تو آنان را پشتيبانى كرد لعنت و خوار كند. خداوند آنان را در جهنم جاى دهد و آن چه بد جايى است؛ و ما را از كسانى كه با تو ديدار مىكنند و با جد و پدرت و عمويت و برادرت و مادر مظلومهات همراهند قرار دهد. من از دشمنان بى دين تو بيزارى مىجويم. «والسلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته.» [٢]
[١] ر. ك: كامل الزيارات، ص ٢٥٣، باب ٧٩، شماره ٢١.
[٢] ر. ك: بحار، ج ٤٥، ص ٦٥- ٦٦.