با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٥ - امير مؤمنان(ع) و مصيبت حسين(ع)
٤- راوندى به نقل از ابى سعيد عقيصا مىنويسد: همراه على (ع) به قصد صفين بيرون آمديم. چون بر كربلا گذشتيم فرمود: «اينجا محل قبر حسين (ع) و ياران او است» [١]
٥- على (ع) به براء بن عازب فرمود: «اى براء فرزندم حسين كشته مىشود و تو زندهاى و يارى اش نمىدهى». چون حسين (ع) به قتل رسيد براء بن عازب مىگفت: «به خدا سوگند على بن ابى طالب راست گفت. حسين كشته شد و من يارىاش ندادم، سپس حسرت و پشيمانىاش را از اين كار اظهار مىداشت.» [٢]
٦- ابن قولويه به نقل از ابى عبداللَّه جدلى مىگويد: بر اميرمؤمنان (ع) وارد شدم در حالى كه حسين در كنارش بود. حضرت دست بر شانه وى زد و فرمود: اين (فرزندم) كشته مىشود و هيچ كس او را يارى نمىدهد!
گفتم: اى اميرمؤمنان، به خدا سوگند، آن زندگانى بدى است!
فرمود: ولى آن روز مىرسد. [٣]
٧- ابى جعفر به نقل از پدرش فرمود: على (ع) بر كربلا گذشت. هنگامى كه اصحابش بر وى گذشتند چشمانش غرق اشك شد و مىفرمود: اين محل فرود آمدن كاروانشان است.
اينجا بار اندازشان است. خونشان در اينجا مىريزد. خوشا به حالت اى زمينى كه خون ياران در آن مىريزد!
امام باقر (ع) فرمود: على (ع) همراه مردم حركت مىكرد. چون به كربلا رسيد، مقدار دو يا يك ميل از آنان پيش افتاد؛ تا آنكه به جايى به نام مقذفان رسيد؛ و فرمود: در اينجا دويست پيامبر و دويست سبط كشته شدند كه همه شهيد هستند. اينجا محل فرود آمدن و قتلگاه عاشقانى است كه گذشتگان از آنان پيشى نگيرند و آيندگان به آنها نرسند. [٤]
[١] الخرائج و الجرائح، ج ١، ص ٢٢٢، شماره ٦٧.
[٢] الارشاد؛ شيخ مفيد، ١٩٢.
[٣] كامل الزيارات، ص ٧١، باب ٢٣، ح ١.
[٤] بحار الانوار، ج ٤١، ص ٢٩٥، باب ١١٤، ح ١٨.