با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠٨ - ١٥ - عبدالرحمن بن عبدالله يزنى
اين مطلب با تأمل دقيق روشن مىشود و شيخ شوشترى نيز در قاموس الرجال بر همين اعتقاد ما است. [١]
١٤- عمرو بن مطاع جعفى [٢]
ابن شهر آشوب سروى گويد: «آنگاه عمروبن مطاع جعفى به ميدان آمد و اين رجز را مىخواند:
امروز مبارزه در راه حسين و كشته شدن در راه او مايه سربلندى ماست.
ما از اين كار اميد رستگارى و دورى از گرماى آتشى را كه گريزى از آن نيست داريم. [٣]
خوارزمى مىنويسد: «پس از او- يعنى پس از كاهلى- عمروبن مطاع جعفى به ميدان رفت و اين رجز را مىخواند:
من پسر جعفىام و پدرم مطاع است و شمشيرى تيز به دست دارم،
نيزهاى دارم كه پيكانش مىدرخشد و از پرتوش شعاعى به چشم مىخورد،
امروز مبارزه در راه حسين و دفاع از وى براى من گوارا است.
آنگاه حمله كرد و جنگيد تا كشته شد.» [٤]
١٥- عبدالرحمن بن عبداللَّه يزنى
ابن شهر آشوب سروى گويد: «سپس عبدالرحمن بن عبداللَّه يزنى به ميدان آمد و گفت:
من پسر عبداللَّه هستم، از خاندان يزن و دين من دين حسين و حسن عليهما السلام است، شما را با ضربت جوانى از يمن مىزنم و با اين كار از درگاه خداوند اميد رستگارى دارم. [٥]
[١] ر. ك: قاموس الرجال، ج ٢، ص ٢٩٤- ٢٩٦، شماره ١٠٧٧.
[٢] از جمله شهيدان مشهور كربلا «سويد بن عمرو بن أبى المطاع خثعمى» است، كه درباره شهادت وى پيش از اين سخن گفتيم. ولى بر ما روشن نيست كه آيا اين «عمرو بن ابى المطاع»، تصحيفى از نام آن بزرگوار است يا آنكه كسى غير از او است!
[٣] مناقب آل ابى طالب، ج ٤، ص ١٠٢.
[٤] مقتل الحسين (ع)، خوارزمى، ج ٢، ص ٢٢.
[٥] مناقب آل ابى طالب، ج ٤، ص ١٠١- ١٠٢.