با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠٦ - ٩ - عمرو بن جندب حضرمى
پدر جان من راهى بهشت شدم در قصرى از درّ با بنيانى نيكو.» [١]
عمرو بن خالد از شهيدان كربلا ملقّب به أبو خالد، [٢] از قبيله أزد نيست، بلكه از قبيله اسد و صيداوى است و مورخان و رجاليّونى كه زندگينامهاش را نوشتهاند نگفتهاند كه پسرش خالد نيز در كربلا به شهادت رسيده است.
٨- جابر بن عروه غفارى
نمازى گويد: «از وى ياد نكردهاند، در حالى كه وى از اصحاب رسول خدا (ص) است كه در جنگ بدر و جز آن شركت داشت. او پيرى كهنسال بود و با پيشانى بند ابروانش را از روى چشمانش بالا مىبست. هنگامى كه غربت مولايمان حسين (ع) را ديد، اجازه ميدان خواست. امام (ع) فرمود: اى پيرمرد، خداوند كوشش تو را بپذيرد. آنگاه جابر به ميدان رفت و پس از كشتن شمار زيادى از دشمن در حضور آن حضرت به شهادت رسيد. همه اين مطالب در «ناسخ» از أبو مخنف نقل شده است. همين طور در «فرسان الهيجا» و «عطيّة الذّره» نيز اين مطلب آمده است.» [٣]
بر پژوهشگران پوشيده نماند كه اين زندگينامه در ديگر منابع، به صحابى بزرگوار أنس بن حارث اسدى كاهلى منسوب است. [٤]
٩- عمرو بن جندب حضرمى
نمازى گويد: «وى از اصحاب اميرمؤمنان (ع) بود و در جنگهاى جمل و صفين با آن حضرت شركت داشت. سرانجام در روز طفّ به شرف شهادت نايل آمد و به سلام در زيارت ناحيه مقدسه مشرّف گرديد». [٥]
[١] مناقب آل ابى طالب، ج ٤، ص ١٠١؛ مقتل الحسين، خوارزمى، ج ٢، ص ١٧، با اختلاف در شعر.
[٢] ابصار العين، ص ١٠٤.
[٣] مستدركات علم الرجال، ج ٢، ص ١٠٣، شماره ٣٤٠١.
[٤] ر. ك: ذخيرة الدارين، ص ٢٠٨؛ ابصار العين، ص ٩٩؛ مقتل الحسين (ع)، خوارزمى، ج ٢، ص ٢٥.
[٥] مستدركات علم رجال الحديث، ج ٦، ص ٣١، شماره ١٠٧٥٥. در زيارت ناحيه مقدسه بر وى چنين درود فرستاده شده است: «السلام على عمر بن جندب حضرمى». (ر. ك: بحار، ج ٤٥، ص ٧٣) و در همين كتاب (ج ٤٥، ص ٧٣) و در همين كتاب (ج ١٠١، ص ٢٧٣) آمده است: «السلام على عمر بن الاحدوث الحضرمى».