با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠١ - داستان ضحاك بن عبدالله مشرقى
مردى شريف و عابد بود و بسيار نماز مىگزارد. او مردى شجاع و جنگ آزموده بود همان طور كه طبرى و داودى نيز از او ياد كردهاند». [١]
سيد بن طاووس گويد «سويد بن عمرو بن أبى مطاع كه مردى شريف بود و بسيار نماز مىگزارد، به ميدان رفت و همانند شيرى ژيان جنگيد و بر بلاى فرود آمده شكيبايى ورزيد.
تا آنكه بدنش از شدّت جراحات وارده ناتوان شد و در ميان كشتگان افتاد. او همچنان بدون حركت افتاده بود كه شنيد مردم مىگويند: حسين (ع) كشته شد. آنگاه حمله كرد و كاردى را كه در كفش خود پنهان كرده بود، بيرون آورد و بدان وسيله با آنان جنگيد تا آنكه كشته شد. خداى از او خشنود باد.» [٢]
سماوى گويد: «سيره نويسان نوشتهاند: بشر حضرمى كشته شد. آنگاه سويد پيش رفت و جنگيد تا از شدت جراحت بى رمق شد و به رو افتاد؛ و مردم گمان كردند كه او كشته شده است. پس از كشته شدن حسين (ع) و شنيدن اين خبر از زبان مردم، اندكى بهبودى در خود احساس كرد و كاردى را كه همراه داشت بيرون آورد- چون شمشيرش را از او گرفته بودند-.
سپس مدتى با آن كارد جنگيد تا آنكه او را در محاصره گرفتند و عروة بن بكّار تغلبى و زيد بن ورقاى جهنى او را به شهادت رساندند. [٣]». [٤]
داستان ضحاك بن عبداللَّه مشرقى
طبرى به نقل از ضحاك بن عبداللَّه مشرقى مىنويسد: «من و مالك بن نضر أرحبى نزد حسين (ع) رفتيم. سلام كرديم و نشستيم. حضرت جواب سلام ما را داد و پرسيد كه به چه منظور نزد وى آمدهايم؟ گفتيم: آمدهايم تا بر شما سلام كنيم و نزد خداوند براى سلامتى
[١] ابصار العين، ص ١٦٩.
[٢] اللهوف، ص ١٦٥.
[٣] به نوشته تسمية من قتل مع الحسين (ع) (ص ١٥٤) و الحدائق الورديه (ص ١٠٤) قاتل وى هانى بن ثبيت حضرمى بود.
[٤] ابصار العين، ص ١٦٩- ١٧٠.