با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩٨ - شهادت غلام ترك
شهادت غلام ترك
خوارزمى مىنويسد: «آنگاه غلامى ترك و جنگجو، قارى قرآن و آشناى به زبان عربى، از غلامان امام حسين (ع) به ميدان آمد و در حالى كه مىجنگيد اين رجز را مىخواند:
دريا از ضرب نيزه و شمشيرم مىگدازد و فضا از تير من پر مىگردد،
هنگامى كه تيغم در كف آشكار مىگردد، قلب حسود را مىشكافد.
پس از آنكه شمارى از سپاه دشمن را كشت، او را محاصره كردند و بر زمين افكندند.
امام حسين (ع) بر سر بالين وى آمد. او چشم گشود و با ديدن حضرت تبسمى كرد و آنگاه به سوى پروردگار خويش شتافت». [١]
ولى ابن شهر آشوب اشعار ياد شده را به غلام ترك حرّ نسبت داده، مىنويسد:
«نقل شده است كه غلام ترك حرّ به ميدان آمد و اين رجز را مىخواند ...». وى همچنين نوشته است كه او هفتاد تن از مردان دشمن را كشت. [٢]
اما سماوى در شرح زندگى «اسلم بن عمرو، غلام حسين بن على (ع)» مىنويسد: «اسلم از غلامان حسين (ع) و پدرش ترك بود. پسرش، اسلم، كاتب بود. برخى سيره نويسان و مقتل نگاران نوشتهاند كه او به مبارزه دشمن رفت و اين رجز را مىخواند:
فرمانده من حسين است و چه نيكو فرماندهى! او مايه شادى قلب پيامبر بشارت دهنده و بيم دهنده است.
او آن قدر جنگيد تا كشته شد. هنگامى كه بر زمين افتاد امام (ع) بر سر بالينش رفت. او كه اندك رمقى داشت به آن حضرت اشاره مىكرد. امام (ع) او را در آغوش گرفت و صورت به صورت وى نهاد. غلام تبسمى كرد و گفت: چه كسى همانند من است كه فرزند رسول خدا (ص) صورت به صورتش نهاده است؛ و آنگاه جان به جان آفرين تسليم كرد». [٣]
[١] مقتل الحسين (ع)، خوارزمى، ج ٢، ص ٢٨.
[٢] ر. ك: مناقب آل ابى طالب، ج ٤، ص ١٠٤.
[٣] ابصار العين، ص ٩٥- ٩٦. ولى سماوى در شرح زندگى واضح ترك، غلام حرث مذحجى سلمانى مىنويسد: به گمان من اين واضح همان كسى است كه مقتل نگاران نوشتهاند او در روز دهم به پيكار دشمن رفت و در حالى كه پياده با آنان مىجنگيد مىگفت: دريا از ضرب نيزه و شمشيرم مىگدازد و فضا از تير من پر مىگردد.
هنگامى كه تيغم در كف آشكار مىشود، قلب حسود را مىشكافد.
گويند: «در هنگام كشته شدن فرياد زد و كمك خواست. امام (ع) با شتاب خود را بر بالين او رساند و او را در آغوش گرفت. واضح در حالى كه جان مىداد گفت: چه كسى همانند من است كه فرزند رسول خدا (ص) صورت به صورتش نهاده است؛ و آنگاه جان به جان آفرين تسليم كرد- خداى از او خوشنود باد.» (ابصار العين، ص ١٤٥).
به اين ترتيب سماوى ميان واضح و اسلم در ترديد است. از همين رو در فايده سيزدهم مىنويسد: «.. و واضح رومى يا اسلم ترك، هنگام كشته شدن، امام (ع) بر بالينش رفت و او را در آغوش گرفت ...» (ابصار العين، ص ٢٢٦).