با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٨٦ - شهادت عمر(عمرو) بن جناده انصارى خزرجى
آن قدر ماند تا آنكه يك سال بعد جان سپرد. كميت اسدى دربارهاش مىگويد: «و ابو موسى اسير در زنجير»- و مقصودش موقّع است.» [١]
شهادت عمر [٢] (عمرو) بن جناده انصارى خزرجى
جنادة بن كعب بن حرث انصارى خزرجى از جمله اصحابى بود كه در حمله نخست به شهادت رسيد. او شانزده تن از سپاهيان دشمن را كشت. [٣] جناده از كسانى بود كه همراه خانوادهاش از مكّه با امام (ع) همراه آمده بود. پسرش به نام عمرو، كه در آن هنگام يازده سال داشت، [٤] پس از پدرش نزد امام (ع) رفت و از آن حضرت اجازه ميدان خواست. حضرت اجازه نداد و فرمود: پدر اين جوان در حمله نخست كشته شده است [٥] و شايد مادرش راضى نباشد. اما او گفت: مادرم خودش به من فرمان داده است. آنگاه امام (ع) به او اجازه فرمود و ديرى نگذشت كه كشته شد و سرش را به سوى اردوگاه حسين (ع) انداختند. مادرش سر را برداشت و خون را از آن پاك كرد و آن را به مردى از دشمن كه در نزديك او بود كوفت و او را كشت. آنگاه به خيمه بازگشت و عمودى و به قولى شمشيرى برداشت و اين شعر را خواند:
من پيرى ناتوانم در ميان زنان، فرتوت و فرسوده و لاغر
براى دفاع از فرزندان شريف فاطمه، شما را با ضربتى سخت مىكوبم.
پس از آنكه دو مرد را با عمود خيمه زد، امام (ع) او را به خيمه بازگرداند.» [٦]
[١] ابصار العين، ص ١١٧.
[٢] سماوى (ابصار العين، ص ١٥٩) نام وى را عمر ذكر كرده است، ولى ديگران عمرو نوشتهاند.
[٣] ر. ك: مناقب آل ابى طالب، ج ٤، ص ١٠٤. در اين كتاب آمده است: سپس فرزندش به ميدان مبارزهرفت و به شهادت رسيد.
[٤] ر. ك: مقتل الحسين، مقرّم، ص ٢٥٣.
[٥] در ابصار العين (ص ١٥٩) آمده است: پدرش در معركه كشته شده است.
[٦] مقتل الحسين، مقرّم، ص ٢٥٣؛ و ر. ك: ابصار العين، ص ١٥٩؛ حياة الحسين بن على (ع)، ج ٣، ص ٢٢٣- ٢٢٤.