با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٨٣ - شهادت نافع بن هلال جملى
كه خدا را با خونهاى ما ديدار كنى! خدا را سپاس مىگويم كه مرگ ما را به دست آفريدگان شرورش قرار داد. آنگاه شمر ملعون او را به قتل رساند. [١]
خوارزمى نقل كرده است كه شهادت نافع بن هلال پس از شهادت سعيد بن عبداللَّه حنفى بوده است، آنجا كه مىگويد: «پس از او نافع بن هلال بجلى و به قولى هلال بن نافع به ميدان آمد. او تيراندازى بود كه تيرهايش به خطا نمىرفت و دستش را خضاب مىكرد ....» [٢]
سماوى بر اين باور است كه نافع پس از شهادت عمرو بن قرظه و پس از آنكه او، على، برادر عمرو بن قرظه، را كشت، به شهادت رسيد. آنجا كه مىگويد: «هانىبن عروه مرادى نقل كرده است كه پس از به جولان آمدن سپاه- بعد از كشته شدن على به دست نافع- نافع بن هلال به آنان حمله ور شد و شمشير در ميان آنان نهاد و مىگفت:
اگر مرا نمىشناسيد، من پسر جملى هستم و دين من دين حسين بن على (ع) است.» [٣]
شايد سماوى اين مطلب را از مضمون نقلهاى طبرى برداشت كرده است.
اما شيخ صدوق داستان شهادت نافع بن هلال را پس از شهادت وهب بن وهب نقل كرده و از او به نام «هلال بن حجّاج» [٤] ياد كرده است. آنجا كه مىگويد: «سپس هلال بن حجّاج به ميدان آمد و مىگفت:
من با اين تيرهاى نشاندار تيراندازى مىكنم؛ و ترس براى جان آدمى سودى ندارد.
آنگاه سيزده تن از سپاه دشمن را كشت و سرانجام خود كشته شد.» [٥]
[١] ر. ك: تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٣٢٨؛ ابصار العين، ص ١٤٩- ١٥٠؛ و ر. ك: تسلية المجالس، ج ٢، ص ٢٩٦ (در اين كتاب هلال بن نافع آمده است)؛ انساب الاشراف، ج ٣، ص ٤٠٤.
[٢] ر. ك: مقتل الحسين، خوارزمى، ج ٢، ص ٢٤.
[٣] ابصار العين، ص ١٤٩.
[٤] برخى از منابع نام نافع بن هلال را به طور معكوس هلال بن نافع نوشتهاند. سماوى درباره ضبط نام وىمىنويسد: بر سر برخى زبانها چنين جارى است و نيز در برخى كتابها هلال بن نافع آمده است؛ كه مطابق ضبط پيشينيان غلط است. (ر. ك: ابصار العين، ص ١٥٠). ولى صدوق كه خود از پيشينيان است نامش را هلال بن حجّاج نوشته است و اين از همه شگفت انگيزتر است! دقت كنيد.
[٥] امالى، صدوق، ص ١٣٧، مجلس ٣٠، حديث شماره ١.