با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٦٥ - شهادت حر بن يزيد رياحى
آنان را با شمشير گردن مىزنم، در دفاع از بهترين كسى كه در منا و خيف فرود آمده است. [١]
در يك نوبت حر و زهير بن قين به سختى پيكار كردند. هرگاه جان يكى به خطر مىافتاد.
ديگرى حمله مىكرد و او را نجات مىداد. ساعتى را به اين شيوه جنگيدند تا آنكه نيروهاى پياده سپاه دشمن به حرّ حمله كردند و او را كشتند. [٢] شهادت وى پيش از نماز ظهر و بعد از شهادت حبيب بود. [٣]
شيخ مفيد گويد: «جماعت بسيارى بر او هجوم آوردند و ايوب بن مسرح و يكى ديگر از جنگجويان كوفه در قتل وى شركت جستند.» [٤]
اما شمارى ديگر از منابع تاريخى [٥] نقل كردهاند كه پيوستن حر به امام (ع)، زمانى صورت پذيرفت كه بيش از پنجاه تن از ياران آن حضرت در حمله عمومى به شهادت رسيدند و او شنيد كه امام (ع) فرياد بر آورد: «آيا كسى هست كه به خاطر خداوند به فرياد ما برسد؟ آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا (ص) دفاع كند؟». آنگاه حرّ نزد عمر سعد رفت و گفت:
آيا قصد دارى با اين مرد بجنگى؟ و آن گفت و گويى كه پيش از اين در داستان پيوستن وى به امام (ع) نقل كرديم ميان آنها رد و بدل شد.
اما دقت در سياق نقل لهوف و مقتل خوارزمى نشانگر تناقض ميان نقل داستان پيوستن حر به امام (ع) است. در يك نقل، حرّ پس از مشاهده كشته شدن پنجاه تن از ياران امام (ع)
[١] سماوى نقل كرده است كه او در آن روز آنان را مىزد و اين رجز را مىخواند:
من آزاده و پناه دهنده مهمانم
گردنهاتان را با شمشير مىزنم
در دفاع از بهترين كسى كه در سرزمين خيف فرود آمده است.
ر. ك: ابصار العين، ص ٢١٠.
[٢] تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٣٢٧؛ الكامل فى التاريخ، ج ٣، ص ٢٩٢؛ ابصار العين، ص ٢١٠؛ و ر. ك: مقتلالحسين، مقرم، ص ٢٤٤.
[٣] اين مطلبى است كه سماوى نيز آن را از متن روايت طبرى استفاده كرده است. آنجا كه مىگويد: «سپس حرّبن يزيد كشته شد و حسين نماز خوف به جاى آورد.» (ر. ك: ابصار العين، ص ١٦٦).
[٤] الارشاد، ج ٢، ص ١٠٤.
[٥] مقتل الحسين، خوارزمى، ج ٢، ص ١٢- ١٤؛ اللهوف، ص ١٦٠؛ تسلية المجالس، ج ٢، ص ٢٨٢.