با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٦٤ - شهادت حر بن يزيد رياحى
در اين باره پا در ميانى كردند؛ و او سر حبيب را داد. حصين سر را آويزان كرد و در ميان لشكر جولان داد؛ و سپس آن را باز گرداند. چون به كوفه بازگشتد، آن ديگرى سر را گرفت و نزد ابن زياد در قصر برد.» [١]
ابن شهر آشوب نقل كرده است كه حبيب بن مظاهر ٦٢ تن را كشت؛ و قاتل وى كه سرش را به گردن اسب آويخت، حصين بن نمير بود.
نقل شده است كه كشته شدن حبيب بر امام حسين (ع) گران آمد و در اين هنگام فرمود:
«من و ياران با وفايم فداى حق مىشويم و پاداشمان را از خداوند مىگيريم». [٢]
در برخى مقاتل آمده است كه امام (ع) فرمود: خداوند تو را مبارك گرداند. اى حبيب! تو مردى با فضيلت بودى و قرآن را در يك شب ختم مىكردى. [٣]
شهادت حرّ بن يزيد رياحى
طبرى- و به تبعيت او گروهى از مورخان نوشتهاند كه شهادت حبيب بن مظاهر اسدى بر امام حسين گران آمد و فرمود: «من و همه ياران با وفايم فداى حق مىشويم و پاداشمان را از خداوند مىگيريم». در اين هنگام حرّبن يزيد رياحى پياده به پيكار برخاست و به دشمن حمله كرد و اين رجز را مىخواند:
تصميم گرفتهام كه تا نكشم كشته نشوم؛ و امروز هرگز كشته نخواهم شد، مگر در حال پيشروى.
آنان را با شمشير مىزنم، با ضربتى مانند ساتور، بى آنكه سستى كنم و كوتاهى بورزم!
رجز ديگرى كه حر در آن روز مىخواند اين بود:
[١] در مورد ماجراى سر حبيب و قصاص قاتلش به دست فرزند حبيب، ذيل شرح حال حبيب بن مظاهر، مطالبى را بيان كرديم. به آنجا مراجعه كنيد.
[٢] ر. ك: تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٣٢٧ و الكامل فى التاريخ، ج ٣، ص ٢٩٢.
[٣] نفس المهموم، ص ٢٧٢.