با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢٣ - واكنش دشمن در برابر افروختن آتش
دعاى امام حسين (ع) در روز عاشورا
از امام زين العابدين (ع) نقل شده است كه فرمود: چون بامدادان لشكر نزد امام حسين (ع) آمد، دستانش را بلند كرد و گفت:
خداوندا! تو در غم و اندوه، پشتوانه و در دشوارى اميد منى! در گرفتاريها اميدم به توست! چه بسيار غم كه تاب از دل مىبرد و براى زدودنش راهى نيست. غمهايى است كه در آن دوستان رهايمان مىكنند و موجب شماتت از سوى دشمنان مىگردد. چه غمهايى كه به من رسيد و آنها را به تو واگذاشتم؛ چون تنها به تو دل بسته بودم و تو آنها را زدودى و گره از كارم گشودى. هر آن نعمتى كه دارم از تو است و هر چه بخواهم از تو مىخواهم. [١]
آتش زدن خندق پشت اردوگاه
امام حسين (ع) بامداد روز عاشورا فرمان داد تا چوب و هيزمى را كه گرد آورده بودند، در مكانى گود وجوى مانند در پشت خيمهها كه شب عاشورا آن را به صورت خندق در آورده بودند، قرار دادند. سپس آن را آتش زدند تا اينكه دشمن فقط از يك سو با آنان بجنگد. [٢]
واكنش دشمن در برابر افروختن آتش
دشمنان حسين (ع) متوجه شدند آتش زدن خندق پشت اردوگاه امام، ميدان نبرد را براى آنان تنگ كرده و رويارويى تنها از يك سو امكان دارد. اين كار موجب عصبانيت آنان
[١] الارشاد، ج ٢، ص ٩٦. تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٣١٧؛ نيز ر. ك: الكامل فى التاريخ، ج ٣، ص ٢٨٦- ٢٨٧؛ تاريخ مدينة دمشق، ج ١٤، ص ٢١٧؛ و «ترجمة الامام الحسين و مقتله» از بخش چاپ نشده كتاب الطبقات الكبير ابن سعد، ص ٧١، با اندكى تفاوت؛ و ر. ك: سير اعلام النبلاء، ج ٣، ص ٣٠١؛ و نظم درر السمطين، ص ٢١٦.
[٢] ر. ك: تاريخ الطبرى، ج ٣، ص ٣١٧؛ الارشاد، ج ٢، ص ٩٥؛ الكامل فى التاريخ، ج ٣، ص ٢٨٦؛ انساب الاشراف، ج ٣، ص ٣٩٥؛ الفتوح، ج ٥، ص ١٧٤- ١٧٣.