با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٧ - ٢٦ - عمار بن ابى سلامه دالانى - صحابى -(رض)
يا امير المؤمنين چون به آنان رسيدى چه خواهى كرد؟
حضرت فرمود: آنان را به سوى خداوند و فرمانبردارى او فرا مىخوانم، و اگر نپذيرفتند با آنان مىجنگم.
ابو سلامه- در بخشى از سخنش- گفت: در اين صورت بر دعوت كننده خداوند چيره نخواهد گشت.
ابن حجر گويد: او در كربلا نزد امام حسين (ع) آمد و همراهش كشته شد. [١] صاحب حدائق و سروى نوشتهاند: او در حمله نخست، همراه كسان ديگر از اصحاب امام (ع) كشته شد. [٢]
بلاذرى گويد: عمار بن ابى سلامه دالانى تلاش كرد كه عبيداللَّه زياد را در لشكرش در نخيله بكشد ولى موفق نشد، آنگاه مخفى شد و سپس به حسين پيوست و همراهش كشته شد. [٣]
در راه كربلا عمار به يكى از پاسگاههاى بزرگ ابن زياد برخورد كرد.
مرحوم مقرم به نقل از كتاب الاكليل همدانى گويد: عبيداللَّه بن زياد زجر بن قيس جعفى را در رأس پانصد سوار درپاسگاهى گمارد و به او فرمان داد كه بر پل صرات بايستد و كسانى را كه از كوفه به سوى حسين مىروند باز دارد. چون عامر بن ابى سلامة بن عبداللَّه بن عرار دالانى بر او گذشت گفت: مىدانم قصد كجا دارى، باز گرد!
عامر به او و يارانش حمله كرد و آنان را شكست داد و رفت؛ و هيچ كس از آنان اميد نداشتند كه بتوانند به وى نزديك شوند. او به كربلا رسيد و به حسين (ع) پيوست تا آنكه همراهش كشته شد. او در جنگهاى امير مؤمنان على بن ابى طالب (ع) نيز شركت جسته بود. [٤]
[١]- الأصابه، ج ٣، ص ١١٢، شماره ٦٤٦٣.
[٢] ابصار العين، ص ١٣٣- ١٣٤، ر. ك: وسيلة الدارين، ص ١٧٢، شماره ١٠٦.
[٣] انساب الاشراف، ج ٢، ٣٨٨.
[٤] مقتل الحسين، مقرم، ص ١٩٩، ملاحظه مىشود كه در اين منبع در نام و نام برخى اجداد، با آنچه سماوى نوشته تفاوتى ديده مىشود.