با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٥ - ٢٥ - شبيب غلام حرث بن سريع همدانى جابرى
گويند: آن دو چون در روز دهم حسين (ع) را در آن حال ديدند، با چشم گريان نزد حضرت آمدند. امام (ع) به آنان فرمود: اى پسران برادر چرا مىگرييد؟ به خدا سوگند من اميدوارم كه ساعتى بعد چشمانتان روشن باشد!
گفتند: خداوند ما را فدايتان كند! نه به خدا سوگند، ما براى خودمان نمىگرييم بلكه گريه ما براى تو است. مىبينيم كه شما را محاصره كردهاند و بيش از جانمان چيزى براى دفاع از شما نداريم!
امام حسين (ع) فرمود: اى برادر زادگانم، خداوند شما را به خاطر اين شوق كمك به من، نيكوترين پاداش پارسايان را عنايت كند!
ابو مخنف گويد: آن دو در اين حال بودند كه حنظلة بن اسعد پيش رفت و مردم را موعظه مىكرد. او موعظه كرد و جنگيد و كشته شد- چنان كه گذشت-. سپس آن دو در حالى كه به سوى دشمن پيش مىتاختند، رو به حسين (ع) كردند و گفتند: درود بر تو اى فرزند رسول خدا!
امام حسين (ع) مىفرمود: و سلام و رحمت و بركات خداوند بر شما دو تن باد!
سپس هر دو به جنگ پرداختند و از يكديگر پشتيبانى كردند تا آنكه كشته شدند [١] [٢]
در زيارت ناحيه مقدسه بر آن دو چنين درود فرستاده شده است:
سلام بر شبيب بن حارث بن سريع، سلام بر مالك بن عبداللَّه بن سريع. [٣]
٢٥- شبيب غلام حرث بن سريع همدانى جابرى
سماوى گويد: شبيب قهرمانى دلير بود و همراه سيف و مالك، پسران سريع آمد.
ابن شهر آشوب گويد: او همراه كسانى از اصحاب حسين (ع)، كه در حمله نخست كشته شدند، به شهادت رسيد؛ و اين پيش از ظهر روز دهم بود. [٤]
[١] در وسيلة الدارين، ص ١٥٤، شماره ٧٢ و ٧٣ آمده است: يكى از آنها ديگرى را از پشت حمايت مىكرد چرا كه دشمن به خيمهگاه نزديك بود؛ و آن دو صداى ناله و گريه زنان و كودكان را مىشنيدند. آن دو پيكار كردند تا آنكه يكجا به شهادت رسيدند.
[٢] ابصار العين، ص ١٣٢- ١٣٣.
[٣] بحار الانوار، ج ١٠١، ص ٢٧٣.
[٤] ابصار العين، ص ١٣٣.