با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٥ - وقايع روز هفتم محرم
عبداللَّه بن ابى حصين ازدى (عبداللَّه حصن ازدى) [١] فرياد زد و گفت:
اى حسين آيا اين آب را مىبينى كه مىدرخشد! به خدا سوگند قطرهاى از آن نخواهى چشيد تا تشنه بميرى! حسين (ع) گفت: خداوندا او را تشنه بكش و هرگز او را مبخشاى.
حميد بن مسلم گويد: [٢] به خدا سوگند پس از آن قضيه در هنگام بيمارى وى به عيادتش رفتم.
به خداى بى همتا سوگند ديدم كه آنقدر مىنوشد كه شكمش پر مىشود ولى سيراب نمىگردد. آنگاه استفراغ مىكند و بار ديگر مىرود و آنقدر مىنوشد كه شكمش پر مىگردد، ولى باز سيراب نمىشود. پيوسته كارش همين بود تا اينكه جان سپرد [٣].
طبرى داستان جلوگيرى از آب در روز هفتم محرم را ادامه مىدهد مىگويد:
چون تشنگى حسين (ع) و يارانش شديد گشت، برادرش، عباس بن على را فراخواند و همراه سىسوار و بيست پياده با بيست مشك اعزام داشت.
آنان شبانه آمدند تا به آب نزديك شدند و پرچم آنان را نافع بن هلال جملى پيشاپيش مىبرد. در اين هنگام عمرو بن حجاج زبيدى گفت: كيستى اى مرد!؟ پيش بيا! به چه مقصود آمدهاى؟
گفت: آمدهايم تا از اين آب كه ما را از آن باز داشتهايد بنوشيم!
گفت: بنوش، گوارايت باد.
[١] طبق روايت انساب الاشراف، ج ٣، ص ٣٨٩.
[٢] حميد بن مسلم ازدى كوفى: وى در اصطلاح رجالى از اصحاب امام سجاد (ع) و از افراد مجهول الحالاست! ر. ك: معجم رجال الحديث، ج ٦، ص ٢٩٧، شماره ٤٠٩٠؛ مستدركات علم رجال الحديث، ج ٣، ص ٢٨٩، شماره ٥١١٩.
اين حميد بن مسلم در واقعه عاشورا حضور يافت و برخى قضاياى آن را مانند روزنامه نگاران نقل كرد. ولى همين نقل وقايع نشان مىدهد كه وى در صف دشمنان امام حسين (ع) بوده است. طبرى در تاريخش، ج ٤، ص ٣٤٨، و نيز علامه مجلسى از كتاب سيد محمد بن ابى طالب نقل مىكنند كه عمر سعد در روز عاشورا سر حسين (ع) را همراه خولى بن يزيد اصبحى و حميد بن مسلم نزد ابن زياد فرستاد (ر. ك: بحار، ج ٤٥، ص ٦٢).
همچنين مجلسى از سيد محمد بن ابى طالب نقل مىكند كه حميد بن مسلم ياد شده در واقعه عين الوردة با سپاه توابين به فرماندهى سليمان بن صرد خزاعى در جنگشان بر ضد پيش قراولان سپاه شام به فرماندهى عبيداله زياد شركت داشت! (ر. ك: بحارالانوار، ج ٤٥، ص ٣٦٠- ٣٦١).
[٣] تاريخ الطبرى، ج ٤، ص ٣١٢.