تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٦٩ - جزاى ارتداد
دور مىمانند، و دلهاشان حالت سنگ پيدا مىكند و هرگز به ذكر خدا خاشع نمىشود.
و جزاى سوم: اين است كه از نيروهاى كار كننده در جهان (كه فرشتگان بر آنها گماشتهاند)،/ ٦١٠ همچون نتيجهاى طبيعى از گمراهى ايشان از حقايق و ارزشهاى والا دور مىمانند.
از سنتهاى خدا در زندگى آدمى آن گاه مىتواند بهرهبردارى كند كه آنها را خوب بشناسد، و هدفهايى عالى داشته باشد كه بخواهد به آنها از راه اين سنتها تحقق بخشد، در صورتى كه اينان سنتها را نمىشناسند و هدفهاى عالى كه از ارزشها ساخته شده باشد در اختيار ندارند، و به عبارت ديگر رسالتى در زندگى ندارند، و زندگى در برابر كسى كه در آن رسالتى ندارد از خضوع خوددارى مىكند.
اما جزاى چهارم كه نتيجهاى است از آنچه پيشتر گفته شد، چنين است
دور شدن از مردم، بدان سبب كه آنان از پيرامون كسى كه هدايت و روحانيت و قدرت بهرهبردارى از زندگى ندارد، پراكنده مىشوند، و دليلى براى روى كردن به او نمىبينند.
بايد ژرفاى آن نوميدى را كه نصيب اين خيانتكاران مىشود، پيش خود تصور كنيم: آنان به رسالت خدا براى آن خيانت كردند كه خرسندى مردم را جلب كنند، و در نتيجه هر دو را از دست دادند، و زيان آشكار و بزرگ (الخسران المبين) همين است.
و قرآن دورى را به لفظ (لعنة) بيان كرده است كه به معنى طرد و دور رانده شدن به خوارى و كوچكى است كه با حالت كيفر ديدن تناسب دارد.
«أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ- كيفر اينان آن است كه لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر ايشان باشد.» [٨٨] و اين لعنت در دنيا آغاز مىشود ولى تا آخرت استمرار پيدا مىكند، و در آنجا به صورت عذابى دردناك درمىآيد كه هرگز سبك نمىشود.
«خالِدِينَ فِيها لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ- جاودانه در