تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٥٠ - نتايج تعصب
آيا دستور اين كار در كتاب شما آمده، يا مىخواهيد هواهاى نفسانى گمراه كننده خود را تحقق بخشيد؟
راه دوم: كتمان قسمتهايى از حق است تا حجت و برهانى عليه ايشان در برابر مردم نشود، «وَ تَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ- و با آنكه مىدانيد حق را پنهان مىكنيد (و چيزى از آن نمىگوييد).» حقى را پنهان مىكنيد كه خدا مسئوليت بيان آن را براى مردم بر عهده اهل كتاب گذاشته است؛ اعتماد مردم به ايشان بدان سبب بود كه اينان از مسئولين كه بر دوشهاشان نهاده شده آگاهند، ولى آنان با كتمان حق و آميختن آن با باطل به خدا و مردم خيانت كردند.
[٧٢] گامهاى عملى فريبكارانهاى براى انداختن شك نسبت به حق در دلهاى مردمان ساده از/ ٥٨٩ پيروان خود كوشيدند و همه هدفشان آن بود كه اين مردمان را از ايمان آوردن به رسالت تازه بازدارند.
گاه به ايمان آوردن در مدتى كوتاه تظاهر مىكردند، و سپس كافر مىشدند و به گروه خود بازمىگشتند و مىگفتند: آرى، آنان را فريب داديم و ايمان آورديم از آن رو كه قلوب پاكيزه داشتيم و مخلص بوديم، ولى بر ما معلوم شد كه آنان بر باطلند
«وَ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ آمِنُوا بِالَّذِي أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهارِ وَ اكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ- و گروهى از اهل كتاب گفتند: به آنچه بر كسانى كه ايمان آوردهاند فرود آمده، در آغاز روز ايمان آوريد، و در پايان آن كفر ورزيد، باشد كه از راه بازگردند.» ببينيد كه چگونه كافر شدن به حق به پرداختن به كارهاى خطرناكى عليه حق و به گمراه كردن مردم مىانجامد! [٧٣] و در جانهاى پيروان خود عصبيت جاهلانه را كه از روح دين بسيار دور بود برمىانگيختند، و به ايشان مىگفتند: بگذاريد تا آنها به دين شما درآيند،