تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٤ - قرآن حكيم ميان ظاهر و باطن
صورت آن سنتها صورت علم و معرفتى از تاريخ و اجتماع و مانند اينها پيدا مىكند.
در حديث ديگر آمده است كه مردى گفت: از امام درباره معنى اين جمله كه قرآن ظهرى و بطنى دارد پرسش كردم و او گفت: «ظهر آن تنزيل آن است و بطن آن تاويل آن؛ بعضى از آن گذشته و بعضى هنوز به جريان نيفتاده است، همچون گردش خورشيد و ماه، كه هر چه از آن آمد صورت وقوع پيدا كرده است».
اين حديث تأكيدى براى معنى حديث اول است، و روى هم رفته از آن حكايت مىكنند كه تنزيل قرآن همان ظاهر است كه دلالت بر لفظ مىكند، در حالى كه تأويل كه آن نيز بطن قرآن است، عبارت از آن واقعيت علمى است كه ظاهر به آن راهنمايى مىكند و منطبق بر همه كسانى مىشود كه با اشخاص مورد نظر مربوط به ظاهر آيه مشاركت دارند.
در بعضى از احاديث از علوم قرآن به نام «بطن» ياد شده، بدان جهت كه بر عامه مردم پوشيده است، و سپس از طريق تدبر آشكار مىشود، و بر حسب اختلاف مردمان با يكديگر، درجات پنهان بودن از لحاظ عقلى و علمى مختلف مىشود.
حتى يك واقعيت واحد، نسبت به گروهى عنوان ظهر دارد، و براى گروهى ديگر عنوان بطن، و از همين روست كه به شماره تعدّد درجات مردم در عقل و علم، بطنها و ظهرها نيز تعدّد پيدا كرده است. در حديث آمده است كه مردى گفت از ابو جعفر (ع) در خصوص امرى مربوط به تفسير قرآن پرسش كردم، و او پاسخ مرا داد.
سپس بار ديگر همان پرسش را تكرار كردم و اين بار پاسخ ديگرى به من داد. پس گفتم: فدايت شوم، پيش از اين به همين پرسش پاسخى ديگر داده بودى؟ و او گفت: «اى جابر: قرآن را بطن است و بطن را بطنى، و ظهرى و ظهر را ظهرى».
و بدين گونه امام (ع) يك آيه را بر حسب درجات دانش پرسنده چندگونه تفسير مىكرده است، چه ممكن است در آن حال كه كسى از تفسيرى آگاه است كه ظاهر قرآن را شرح مىكند، از لحاظ علمى آمادگى معرفت تفسيرى را داشته باشد كه بطن قرآن را شرح مىدهد.
بدين گونه معنى عدهاى از احاديث مأثور كه مىگويد قرآن هفت بطن يا