تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٦ - قرآن و تفسير به رأى
و عظمت اين نهى در آنچه به خداى بزرگ نسبت داده شود بيشتر آشكار است، و بنا بر اين هر گفتارى را كه به خدا نسبت مىدهيم، با علم يقينى بايد بدانيم كه گفته خدا است، و چون جز اين شود، دروغى را بر خدا بسته، و به او نسبت دادهايم.
«إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لا يُفْلِحُونَ- كسانى كه دروغى را بر خدا ببندند، رستگار نخواهند شد». (١١٦/ ١٦) به همين گونه هر تفسير كلام خدا كه از مطابقت آن با حقيقت واقع يقين نداشته باشيم، نوعى از دروغ بستن به خدا محسوب مىشود.
در ميان مسلمانان كسانى بودهاند- و هنوز هم هستند- كه از دين براى مصالح شخصى خويش بهرهبردارى مىكردند- يا از آن براى اثبات هواهاى نفس زيانبخش خويش مدد مىگرفتند- و بدين ترتيب به تفسير آيات قرآنى بر حسب آراء شخصى خود مىپرداختند. اين گونه كسان مىخواهند كتاب خدا را پيرو افكار خويش قرار دهند و بر آن چيزهايى تحميل مىكنند كه نمىتواند آنها را تحمل كند.
آنچه مقصود اسلام بوده آراء اين گروه است، و در قرآن چنين آمده است
«هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ. وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ. يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ- او است آنكه به تو كتاب فرو فرستاد: آيههايى از آن محكم است و آيههايى ديگر متشابه، پس كسانى كه در دلهاى ايشان شك است، پيروى از آيات متشابه آن مىكنند تا از اين راه فتنه برانگيزند و به تأويل قرآن بپردازند. و تأويل آن را كسى جز خدا و استواران در علم كسى نمىداند. اينان مىگويند كه ما به آن ايمان داريم و همه آن از جانب پروردگار ما رسيده و جز خردمندان كسى پند نمىگيرد». (٧/ ٣) [٢] و قرآن بدين گونه مقاصد اين گروه فاسد را آشكار ساخته و- به صورتى
[٢] - به خواست خدا، در بعضى از صفحات آينده درباره محكم و متشابه سخن خواهيم گفت.