تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢ - ضرورت تدبر كردن در قرآن
بلكه تسليم شدن به علوم قرآنى و تأمّل در معانى آيات آن و نگريستن به زندگى به ميانجيگرى آنها و كوشش براى فهم حقايق طبيعى و آفاق درونى جان به وسيله آنها است.
و در اين جا تفاوت ميان تفسير و تأويل قرآن به رأى شخصى كه دين سخت آن را نهى كرده و ميان تدبر در قرآن كه دين شديدا به تأكيد درباره آن پرداخته، نهفته است.
بر بعضى از كسان اين دو امر با يكديگر مشتبه شد، و به همين جهت نور قرآن را به گمان اين كه برتر از سطح فهم و ادراك ايشان است از خود پوشيده نگاه داشتهاند.
البتّه آدمى نمىتواند به بلندى سطح قرآن ارتقا پيدا كند، ولى شعاع آن همچون خورشيد پيوسته به چشمهاى بينا مىتابد. پس هر كس به پيروى هواى نفس يا تفسير به رأى و نظر شخصى خود را از اين شعاع محروم سازد، گمراه است، و هر كس به آن تسليم شود و دل خود را از هر انديشه پيشين در هنگام تلاوت قرآن تهى كند، خدا او را به راه راست هدايت خواهد كرد.
علامه طبرسى در تفاوت ميان تفسير به رأى و تدبّر در قرآن چنين مىگويد
و بدان كه در خبر صحيح از پيغمبر (ص) و امامان قائم مقام او (ع) آمده است كه: تفسير قرآن جز با اثر و حديث صحيح و نصّ واضح و آشكار جايز نيست، و علماى اهل سنت نيز از پيغمبر (ص) روايت كردهاند كه گفت: هر كس قرآن را به رأى خود تفسير كند و به حق برسد، خطا كرده است. و گفتهاند كه گروهى از تابعان گفتار به رأى را درباره قرآن مكروه دانستهاند، همچون سعيد بن مسيّب و عبيدة السلمانى و نافع و سالم بن عبد اللَّه و جز ايشان. گفتار در اين باره آن است كه خداوند سبحانه و تعالى مردمان را به استنباط آيات تشويق كرد و راه آن را نشان داد و كسانى را كه به اين كار پرداخته بودند ستود و گفت: كسانى كه آن را استنباط كنند آن را مىدانند، و بعضى ديگر را براى ترك تدبّر در قرآن و خوددارى از تفكر در آن نكوهش كرد و گفت: «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها- آيا در