تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨٩ - فرهنگ توحيدى
گسترده و دايمى خدا مىنگرند، و مىدانند كه تنها خدا شايسته دوست داشتن او و فرمانبردارى از فرمانهاى او و سر به سجده نهادن در برابر او است، و تنها او و نه شريكان مجعول و ساختگى او است كه بايد همچون دوست و ولى و سرور پذيرفته شود.
[١٦٥] كسانى كه خرد خود را به كار نمىاندازند، با وجود داشتن آن، از وجود اين خرد و عقل بهرهاى عايدشان نمىشود؛ اينان پروردگار خود را نمىشناسند، بدان سبب كه با نظرى جامد و متحجّر به جهان هستى مىنگرند كه از حدود ظواهر آن فراتر نمىرود، و هيچ ژرف نگرى در دلالتهاى اين ظواهر ندارند. و لذا اينان يا اصلا ايمان ندارند و يا اگر ايمانى به خدا دارند بسيار سطحى است.
/ ٣٠١ «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ- و پارهاى از مردم جز خدا كسان يا چيزهايى را به خدايى برمىگزينند و آنها را همچون خدا دوست مىدارند.» براى نگرش جامدى كه دارند، مثلا، به جاى آنكه به پرستش و نيايش خدا برخيزند كه خورشيد را آفريده و به سير آن نظم و ترتيب بخشيده، به نيايش و پرستش خود خورشيد مىپردازند. براى چه؟
براى آنكه تنها به ظاهر خورشيد مىنگرند بىآنكه از وجود آن به وجود خدا استدلال كنند؛ و به همين گونه به اصحاب مال و مقام و علم نگاه مىكنند بى آنكه در اين انديشه بيفتند كه همه آنان بندگان خدايند، و آنكه اين نعمتها را به آنان ارزانى داشته خدا است، و براى ايشان شايستهتر آن است كه مستقيما با خدا ارتباط برقرار كنند و نه اين كه به جانهاى خودشان اجازه دهند كه به پرستش اين ميانجيهاى نعمت الاهى بپردازند.
«وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ- و كسانى كه ايمان آوردهاند، دوستى ايشان نسبت به خدا شديدتر است.» و على رغم پيدا شدن علاقهاى ميان ايشان و صاحبان مال و جاه و علم، به خود اجازه آن نمىدهند كه بنده اين كسان باشند، بلكه پيوسته مرتبط با خدا با