تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٦٧ - چرا قبله يگانه نشده است؟
بدان سبب كه رسالتهاى آسمانى را به ميل و مصلحت خود تحريف مىكنند، و- اى رسول خدا- بر تو است كه در پيروى از حق سخت ايستادگى كنى و در برابر فشارهاى اهل كتاب تسليم نشوى، از آن روى كه دانايى و حق با تو است.
«وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّكَ إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِينَ- و اگر پس از علمى كه به تو رسيد پيروى هواى نفس ايشان كنى، آن گاه از ستمكاران خواهى بود.» و چه كسى نسبت به مردمان و نسبت به خودش ستمكارتر از پيشوايى است كه علم خود را فروگذارد و به پيروى از هواى نفس بپردازد؟
[١٤٦] و آن كسان كه كتاب خدا را تحريف و آن را بر خلاف حقيقت تفسير مىكنند، بدان سبب به اين كار نمىپردازند كه علم ندارند، بلكه آنچه كم دارند ايمان كافى نسبت به آن كتاب است و شجاعت ايستادگى در برابر هوسهاى نفسانى.
«الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ- كسانى كه به آنان كتاب دادهايم، به همانگونه كه فرزندان خود را مىشناسند و مىدانند، آن را نيز مىشناسند و مىدانند؛ و گروهى از ايشان، با آنكه حق را مىدانند، آن را پوشيده نگاه مىدارند.» [١٤٧] به همين سبب بر ما واجب است كه اين منحرفان را پيشوايان خود قرار ندهيم، يا به خاطر رهايى از بىايمانى ايشان، در حق شك نكنيم از آن روى كه آنان بر خلاف علم خود عمل مىكنند؛ لازم است از عقلهاى خودمان پيروى كنيم و به حق راستينى كه خدا وحى كرده است معرفت پيدا كنيم.
«الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ- آنچه از پروردگار تو رسيده حق است، پس مبادا كه از شك كنندگان (در حق) باشى.» آن كس كه مدعى مرد دين بودن است، بشرى است كه گاه شهوتها او را