تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٢٢ - جهاد و آرزوهاى كاذب
امت شناخته شوند، در اين صورت امت دليل كافى براى اقدام كردن به جنگ و تصفيه دارد، به همانگونه كه چنين رو به رو و درگير شدن، عناصرى را كه واقعا كافر شدهاند از ديگران كه فريب خوردهاند جدا مىكند و شناخته مىشوند. به همان گونه كه در تصفيه عناصر معاندى كه سد راه پيشرفت امت به شمار مىروند سهيم مىشود. و اين همان چيزى است كه قرآن را «محق» مىنامد.
«وَ يَمْحَقَ الْكافِرِينَ- و كافران را نيست و نابود كند.»
جهاد و آرزوهاى كاذب
[١٤٢] ه: و يكى از دلايل جنگ جهادى اين است كه به مؤمنان شايستگى دخول در بهشت را مىدهد، كه جايگاه مجاهدان بردبار است، و اگر مسلمان وارد جنگ نشود، چگونه مجاهد صابر از بازنشسته شكست خورده تميز داده مىشود.
«أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ يَعْلَمَ الصَّابِرِينَ- آيا گمان كرديد كه به بهشت درخواهيد آمد، پيش از آنكه خدا بداند چه كسان از شما جهاد كردند و چه كسان شكيبايى نمودند؟»/ ٦٦٩ آدمى دل خود را به آرزوهاى فراوان خوش مىكند كه به خيال بيشتر شباهت دارد تا به واقعيت: آرزوى رسيدن بدون رنج به ثروت بىشمار، و به سلطنت و فرمانروايى بدون قابليت، و به شهرت بدون شايستگى، و بشر نيازمند آن است كه دهها بار مزه تلخى زندگى را بچشد تا به اين امر قانع شود كه اين آرزوها، رؤياهايى كودكانه است. و به همين گونه است كه بعضى از مؤمنان براى خود آرزوى بهشت مىكنند كه بدون انجام دادن عمل صالح و فداكارى و جانبازى نصيب ايشان شود، و قرآن ايشان را از داشتن اين آرزوى باطل نهى مىكند كه نتايجى خطرناك دارد كه بر اثر آنها در دنيا از عمل كردن بازمىمانند و در آخرت آنان را در حالى مواجه با آتش قرار مىدهد كه پشيمانى سودى برايشان ندارد و اميدى براى بازگشت ايشان به زندگى و قوم كردن وجود ندارد.