تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦١٢ - چگونه بهشتى مىشويم؟
چگونه بهشتى مىشويم؟
[١٣٤] اعمال صالحى كه بايد براى رسيدن به بهشت در آنها تسريع كنيم كدام است؟! اينها است
«الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ- آنان كه در خوشى و ناخوشى انفاق مىكنند، و آنان كه خشم خود فرومىخورند، و از مردم درمىگذرند، و خداوند نيكوكاران را دوست مىدارد.» به تعبير ديگر، صفت نخستين اينها است: بخشندگى چه در حالت توانايى و چه در حالت ناتوانى، و در نتيجه گذشتن از مال و بخشيدن آن به نيازمندان.
/ ٦٥٨ صفت دوم: اسير شهوات ذات نشدن، و در نتيجه فدا كردن غرور ذات و منى و طغيان آن در راه خدا، و اين كار با فروخوردن خشم و در پى آن چشمپوشى و در گذشتن از مردم حاصل مىشود، چه بيشتر اختلافات اجتماعى شديد در آغاز از حساسيت ساده ميان دو شخص آغاز مىشود و چندان بالا مىرود تا به صورت يك اختلاف عقيده پندارى جلوهگر مىشود؛ و در جامعه اسلامى واجب است كه اين حساسيت در نطفه كشته شود تا نتواند بزرگ شود و به صورت يك دشوارى بزرگ درمان ناپذير اجتماعى درآيد.
صفت سوم: نيكى كردن به مردمان و رايگان به خدمت ايشان برخاستن است كه ميان افراد رابطهاى بسيار محكم به وجود مىآورد.
[١٣٥] و صفت چهارم: براى متقيان- پيدا شدن بازدارندهاى نفسى است كه آنان را از مرتكب شدن گناه يا دست كم از ادامه دادن به آن جلوگيرى مىكند.
«وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً- و كسانى كه چون گناهى كردند،» گناهى بزرگ كه زيان آن به مردم مىرسد، «أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ- يا بر خود ستم روا داشتند،»