تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٧٥ - تقديس اشخاص راه وحدت را مىبندد
محمد آمده و آن را براى شما حلال كرده است.
[٩٤] ولى بنى اسراييل به اين تحريم متشبّث شدند و آن را بهانهاى براى نپذيرفتن اسلام قرار دادند، و طبعا اين نپذيرفتن بازتابى بر روى خود ايشان داشت و خودشان پيش از ديگران از اين نپذيرفتن زيان بردند.
/ ٦١٧ «فَمَنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ- پس كسانى كه از اين پس بر خدا دروغ بندند،» يعنى پس از مراجعه كردن به تورات.
«فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ- از ستمكارانند.» [٩٥] چسبيدن به اشخاص تاريخى غالبا سنگ سد راهى در رسيدن به وحدت ميان (اصحاب رسالت) مىشود، و بر ما است كه بدانيم آن اشخاص كسانى بودهاند كه از دنيا رفتهاند و آنچه كسب كرده با خود بردهاند، و آنچه ما كسب كنيم از آن خود ما است، و ما نبايد زندگى آنان را وسيلهاى براى ايجاد تفرقه در ميان خود قرار دهيم. سپس در برابر آن اشخاص كسان ديگرى هستند كه ميان اصحاب رسالت ايجاد وحدت و يگانگى مىكنند؛ بياييد تا روشنى را بر روى آنان بيفكنيم و پيوسته بودن با ايشان را تقويت كنيم، تا ارتباط ما با يكديگر استحكام بيشتر پيدا كند. پس، مثلا، اگر اعراب با يهوديان در يعقوب با يكديگر اختلاف داشتهاند، مىدانيم كه در ابراهيم با يكديگر پيوسته بودهاند، پس بهتر آن است كه به ابراهيم توجه كنيم و در شخصيت او سمبل يگانگى رسالتها را كه كعبه است به دست آوريم.
«قُلْ صَدَقَ اللَّهُ فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً- بگو: خدا راست گفت، پس از دين ابراهيم استوار در دين خود پيروى كنيد،» كه از شرك دورى جست و طاغوت مستولى بر مردم را به نام ارزشهاى شرك رد كرد.
«وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ- و از مشركان نبود.» كه نه بندگى طاغوت كرد، و نه گوساله را خداى خود گرفت و نه گفت