تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٦٣ - ملتزم بودن به مسئوليت تضمين استقامت است
در كتاب، و حكمت مجسّم شده در كاربرد در واقع زندگى كه طبيعتا نيازمند به شناخت زندگى يعنى علم است.
«ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ- و پس از آن پيغمبرى بيايد و آنچه را كه آوردهايد تصديق كند، به او ايمان آوريد و ياريش كنيد.» به ايشان فرمان داد كه به رسول ايمان آورند و به يارى او برخيزند، و در اين باره سخت تأكيد كرد و
«قالَ أَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي- گفت: آيا به اين اعتراف كرديد و پيمان مرا پذيرفتيد؟» از آنان اقرار خواست و اين پيمان خود را (اصر) يعنى بار سنگين تا اهميت آن را نشان دهد، تا هنگامى كه ميثاق مىدهند بدانند كه به چه عمل بزرگى اقدام كردهاند و در آينده از ادا كردن آن خوددارى نكنند.
«قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ- گفتند: اقرار كرديم. گفت: پس گواه باشيد و من هم با شما از گواهانم.» پس از اعتراف از ايشان خواستار گواهى شد و تو گويى فرمان داد كه امضاى آخرى را بر تعهّد نامه ثبت كنند،/ ٦٠٣ و اين همه تأكيد بر رسالت دين و علم در زندگى بود.
[٨٢] سپس خداوند اهميت اين رسالت و مأموريت را با وعيد مؤكد كرد و گفت
«فَمَنْ تَوَلَّى بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ- پس هر كس بعد از اين روى گرداند، از فاسقان است.» و پيامبران خدا بالطبع در اجراى اين تعهد سستى نكردند، ولى پيروان ايشان آن كسانند كه رويگردان از انجام تعهد شدند و به بهره خود از فسق خواهند رسيد، و هر اندازه هم كه خود را در زير پرده ظواهر دين بپوشانند باز چنين خواهد شد.