تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٢٨ - نامهاى عيسى و خصائص او
فرزندى خواهد داد؟!/ ٥٦٣ اين قضيهاى عينى و پيوسته به اراده خدا بود، و طبيعى و مربوط به صعود مريم به درجه خدايى يا صعود عيسى به اين درجه نبود، و گرنه اين كار نسبت به خود «مريم» عجيب نمىنمود.
آفرينش عيسى به قدرت خدا بود همچون آفرينش هر چيز ديگر در جهان به قدرت او كه پيش از خواست خدا وجود نداشته و به اراده او هستى پيدا كرده است. پس آيا روا است بگوييم كه خدا اشياء را، به مجرد اين كه نبود و سپس وجود پيدا كرد، زاييد؟! به همين گونه عيسى را پسر خدا تصور كردن به سبب آنكه به صورتى غير طبيعى زاده شد نادرست است.
[٤٨] عيسى خدا نبود، بلكه بشرى بود كه خدا نامها را به او آموخت، و اگر طبيعت الاهى مىداشت، ديگر نيازى به آن نبود كه خدا به او تعليم كند، چرا كه هر كس به خدايى متصف شود، بر حسب ذات خود همه چيزها را مىداند، ولى خدا فقط به اندازهاى كه مىخواست از علم خود به عيسى آموخت.
«وَ يُعَلِّمُهُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ- و به او كتاب و حكمت و تورات و انجيل مىآموزد.» شايد كتاب عبارت از دستور ثابت پيوسته به رؤياهاى كلى در زندگى باشد. اما حكمت عبارت از قانونگذاريهاى عملى مخصوص باشد كه صبغه و رنگ تكاملى دارد؛ و كتاب در تورات تجسم پيدا مىكرد و حكمت در انجيل موجود است.
[٤٩] پس از آنكه خدا كتاب و حكمت به عيسى آموخت، او را به پيغمبرى برگزيد و صفت رسالت را به او بخشيد نه اين كه عيسى ذاتا مالك آن بوده باشد، بدانگونه كه، مثلا، هر يك از ما مالك چشم خود هستيم.
«وَ رَسُولًا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ- و اين پيام را به بنى اسراييل مىرساند كه: من با آيتى از پروردگارتان به نزد شما آمدهام،» و آيت و نشانه از من نيست بلكه از خدا است و من واسطه انتقال آنم و بس، بنا بر اين معجزات عيسى دليل آن نبود كه وى پسر خدا است، به همانگونه