تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٢٠ - خدا چگونه فرستادگان خود را برمىگزيند؟
«هُنالِكَ دَعا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ- در آنجا زكريا پروردگار خود را خواند و گفت: پروردگارا، به من از جانب خود فرزندى پاكيزه ببخش، كه تو شنونده و پذيرنده دعايى.» طبعا زكريا، همچون هر پيامبر ديگر، مىدانست كه خدا دعا را اجابت مىكند، ولى مناسبت شايستهاى براى دعا كردن يافت كه قرآن با كلمه «هنالك» به آن اشاره كرده است تا براى ما عبرتى باشد، و بدانيم كه خدا با هيچ كس خويشاوندى ندارد، بلكه به هر كس كه كار نيكو كند پاداش مىدهد. پس مريم تنها كسى نبود كه درباره او دعاى مادرش مستجاب شد، بلكه زكريا نيز از وضع استفاده كرد و از خداى خود چيزى خواست و پروردگارش دعاى او را در حق ذريهاش مستجاب كرد.
[٣٩] «فَنادَتْهُ الْمَلائِكَةُ وَ هُوَ قائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرابِ- و هنگامى كه او در محراب نماز مىگذاشت، فرشتگان به او ندا كردند.» همانگونه كه مريم پيشتر در محراب ايستاده بود و روزى او از آسمان مىرسيد
«أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيى مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ- كه: خداوند تو را به يحيى مژده مىدهد كه تصديق كننده كلمة اللَّه است.» همان كلمهاى كه سپس در صورت عيسى بر مريم فرود آمد، و يحيى پيامبرى تابع عيسى و تصديق كننده او بود.
«وَ سَيِّداً- و خواجه و آقا است،» على رغم آنكه تابع عيسى است، اين تابعيت برخاسته از ايمان او به خدا است، و سبب از ميان رفتن سيادت و بزرگوارى او نبوده است.
«وَ حَصُوراً- و خوددار است.» يعنى از گناهان و مخصوصا از زشتيهاى جنسى كه در آن روزگار شايع بود/ ٥٥٥ و يحيى سپس بر اثر مقاومت در برابر آن كشته شد مبرّا و معصوم است.
«وَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ- و پيغمبرى از نيكوكاران است.»