تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٠٧ - ميان دو مفهوم قدرت و رهبرى
و از اين جا
/ ٥٤١ «لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ- نبايد كه مؤمنان كافران را به جاى مؤمنان دوستان خود گيرند.» چنان مىنمايد كه مهمترين معناى (اولياء)- كه با سياق هم مناسبت دارد- پيشوايان و رهبران است.
«وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ- و هر كس چنين كند، او را با خدا راهى نيست،» چه خدا وابستگى لفظى مردم را به رسالت او رد مىكند، ولى وابستگى عملى را چنين نمىكند.
«إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً- مگر آنكه از ايشان ترس داشته باشيد و تقيه كنيد.» يعنى از خشم و غضب ايشان بيمناك باشيد، كه در اين صورت تسليم ظاهرى به ولايت ايشان با وابستگى حقيقى به رسالت صحيح خودشان روا است.
تقيه و پرهيز و تقاة مبارزه پنهانى عليه طاغوتيان و گردنكشان و كارى از آن روى دشوار است كه نه تنها در آن هر لحظه براى انسان رسالتى احتمال خطر وجود دارد، بلكه در آن احتمال تسليم شدن به فريبندگيهاى سلطه و ثروت و جز آن نيز مىرود، و انسان رسالتى در تمام مدتى كه به عمل سرّى مىپردازد بايد با آن هم مبارزه كند.
مثل انسان رسالتى در اين جا همچون پزشكى است كه به مداواى گروهى از جذاميان اشتغال دارد و اگر مصونيت كافى نداشته باشد، عامل گرفتارى به جذام به او هم سرايت خواهد كرد.
و به همين سبب قرآن به اين گونه كسان هشدار مىدهد كه مراقب ايشان است و بايد از او بر حذر باشند.
«وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ- و خداوند شما را از خود بيم مىدهد، و بازگشت به سوى خدا است.»