تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥٢ - نوشتن دين
پس آن چه را كه طبيعة در معرض فراموشى ميان دو تاجر نمىشود، يا منكر شدن يا سرقت در آن راه ندارد، ثبت نمىكنند و شاهدى براى آن نمىگيرند.
/ ٤٨١ «وَ أَشْهِدُوا إِذا تَبايَعْتُمْ- و چون داد و ستد كرديد، كسانى را به گواهى بگيريد،» چرا كه خدا آن را بهتر مىداند و از پيدا شدن اختلاف در آينده، بخصوص در معاملات بزرگ همچون در املاك، جلوگيرى مىكند.
«وَ لا يُضَارَّ كاتِبٌ وَ لا شَهِيدٌ- و نبايد كه نويسنده و گواه زيان ببينند،» و از اين كه گفتار طرفين را نوشته يا گواه شنيدن گفتههاى ايشان بودهاند در معرض زيان قرار گيرند.
«وَ إِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ- و اگر چنين كنيد از راه خدا بيرون رفتهايد.» پس زيان رساندن به نويسنده يا گواه آنان را به انحراف از حق و پناه بردن به آنكه نيرومندتر است وا مىدارد، و ممكن است تو امروز نيرومندتر باشى ولى فردا دشمن تو چنين شود، در صورتى كه حق هم با تو است، و اگر زيان رساندن و آزار نويسنده و گواه در جامعه رواج يابد، و در نتيجه اسناد و گواهيهاى نادرست به جريان افتد، تو قربانى اين فسوق و انحراف از حق شدهاى، و به همين سبب قرآن گفته است «فُسُوقٌ بِكُمْ» يعنى تباهى و فسادى است كه همه شما را فرامىگيرد؛ و در اين جا يك شكاف قانونى است كه پرهيزگارى آن را مىبندد، چه به فرمان خدا همگان بايد، به پيروى از ايمان به خدا، از زيان رساندن و آزردن نويسنده و گواه خوددارى كنند، تا فسوق و فساد انتشار پيدا نكند. و در پايان خدا ما را به ارتباط ميان پرهيزگارى و دانش متذكر مىسازد و مىگويد كه اگر تقوى از ايمان به خدا سرچشمه مىگيرد، علم و دانش نيز نعمتى از نعمتهاى خدا و بر ما است كه به يكى از آن دو بسنده كنيم و از ديگرى چشم بپوشيم
«وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ- و از خدا بترسيد و او است كه به شما علم آموخته و خدا بر هر چيزى دانا است.»