تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٠٠ - به كارزار كردن فرمان يافتند و پشت كردند
گفت
«أَ لَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسى- آيا از خبر آن گروه بنى اسراييل پس از موسى آگاه نشدى؟» كه وى فرمانرواى مطاع ايشان بود از ظلم و ستم فرعون آنان را رهانيد.
«إِذْ قالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنا مَلِكاً نُقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ- در آن هنگام كه به پيغمبر خود گفتند: پادشاهى براى ما برگزين تا (به فرمان او) در راه خدا به جنگ بپردازيم.» ولى پيغمبر از سطح فروافتاده ايمان ايشان آگاه بود و از همين روى
«قالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ أَلَّا تُقاتِلُوا قالُوا وَ ما لَنا أَلَّا نُقاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ قَدْ أُخْرِجْنا مِنْ دِيارِنا وَ أَبْنائِنا- گفت: آيا ممكن است كه اگر كارزار بر شما نوشته شود به جنگ برنخيزيد؟ گفتند: چگونه مىشود كه ما در راه خدا كارزار نكنيم، و حال آنكه ما و فرزندانمان را از سرزمينمان بيرون راندهاند؟!» چگونه مىشود كه نجنگيم، آيا اين معقول است؟
«فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ- پس چون جنگ بر ايشان نوشته شد، جز اندكى از ايشان ديگران پشت كردند، و خدا بر ستمگران دانا است.» آنان را پيش از واجب كردن جنگ مىشناخت و مىدانست كه رويگردان خواهند شد، ولى آنان را آزمود تا خود را بشناسند، و حجت را بر ايشان تمام كند، و باشد كه مردمان از سرگذشت ايشان عبرت گيرند.
اين گروه نماينده دستهاى از مردمند كه ايمانى سطحى و ظاهرى به خدا دارند، و چون در معرض آزمايش قرار گيرند به او كافر مىشوند، چه- از ابتدا- بر اين گمان بودهاند كه پرستش خدا منحصر به نماز و بعضى از دعاها و تضرعها و بنا بر اين تنها بعضى از تعليمات اخلاقى است، اما خدايى/ ٤٢٦ كه به جنگ فرمان دهد، و به گردن نهادن به فرمان كسانى كه به گمان ايشان شايسته رهبرى ندارند، خدايى