تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٩٣ - معناى واژهها
خطوات الشيطان يعنى آثار و جاهاى پاى او.
١٦٩ [السوء]: هر فعل زشت در نظر عقل يا شرع، و قبيح و زشت را بدان سبب سوء گويند كه عاقبت بد دارد.
[الفحشاء]: فاحشة و قبيحة و سيئة همچون يكديگرند؛ و هر چه از حد بگذرد فاحش است، و هر چه موافق حق نباشد فاحشه است.
١٧٠ [الفينا]: يعنى به آن برخورديم و آن را يافتيم.
١٧١ [ينعق]: بانگ زدن و درماندن.
١٧٣ [أهلّ]: اهلال در ذبح كردن به معنى بلند گفتن بسم اللَّه الرحمن الرحيم است؛ مشركان در اين مورد نام بتان را به زبان مىآوردند و مسلمانان نام خدا را.
[اضطر]: اضطرار، هر كارى است كه بر هر كس وارد شود، نمىتواند از آن جلوگيرى كند، همچون گرسنه شدن در آدمى.
١٧٧ [البر]: مهربانى و احسان و صدق و ايمان و تقوى، و ريشه آن، گستردگى است و برّ به معنى بيابان از آن است.
[المسكين]: آن كس كه مالى ندارد؛ درويش.
[الفقير]: آنكه مال به اندازه كافى ندارد.
[ابن السبيل]: آنكه در سفر محتاج شده و به او مىتوان از زكات سهمى داد. و به قولى به معنى مهمان است.
[الرقاب]: جمع رقبه به معنى ريشه گردن است و از همه بدن با اين كلمه تعبير مىكنند، همچون «فتحرير رقبة» يعنى آزاد كردن يك بنده.
[البأساء]: بؤس به معنى فقر است.