تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧٨ - اگر بخواهى نميرى
كلى قرار داده شود كه بنا بر آن خسارت در برابر دستاوردهاى بزرگى كه چشم به راه امت در آينده است، بسيار كوچك جلوهگر مىشود. سپس مگر نه آن است كه آدمى را خدا از نيستى آفريد، و سپس او را به صورت چيزى قابل ذكر درآورد؛ مگر نه اين است كه اين آدمى، دير يا زود، به خدا بازمىگردد؟ پس جزع و فزع كردن بر مصيبتهايى كه ناگزير بايد به صورتى يا به صورت ديگر به او برسد، براى چيست؟
[١٥٧] پاداش شكيبايان چيست؟
صلوات و بركاتى از پروردگارشان است؛ خدا به ايشان نزديك است و آنان را دوست مىدارد و بركات خود را به ايشان مىفرستد و آنان را مشمول آمرزش خود قرار مىدهد و از دشواريهاى آينده ايشان مىكاهد.
/ ٢٨٩ نخستين پاداشى كه شخص بردبار از پروردگار خود دريافت مىكند، تأييد اين شكيبايى در نزد پروردگار او و كاسته شدن مصيبت حاصل از اين صبر براى او و تقويت معنويات وى و سپس عوضى است كه از جانب خدا در برابر خسارت به او مىرسد و فضل بيشترى كه نصيب او مىشود
«أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ- درود و بركات و رحمت پروردگار به ايشان مىرسد و اينان راهيافتگانند.» اما كسانى كه بر مصيبت شكيبايى نشان نمىدهند، راهى به حق پيدا نمىكنند، چرا كه خودخواهى ايشان سبب پوشيده ماندن حقايق بر آنان است، و جز به جوانب آسان رسالت خدا به چيز ديگرى نگاه نمىكنند، و در نتيجه از اين رسالت بىبهره مىمانند، و خدا دينى را برنمىانگيزد كه بدين گونه همهاش راحتى و خواب و مصلحتهاى شخصى بوده باشد!! اين مهمترين نقص امت اسلامى امروز است، كه به رسالت خدا كفر مىورزد، و روزه و نماز را كنار گذاشته، و از شهادت در راه خدا بيمناك است، و به زيور صبر آراسته نيست، و لذا عقب افتاده و خوار بر جاى مانده، و بدبختيها و مصيبتها پياپى بر سرش فرومىريزد، و اگر خواستار رستگارى باشيم، مىبايستى با احتياط و نيرومندى به اين تعاليم بازگرديم.