تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٦٤ - جدايى نقطه به راه افتادن است
نيست.
«قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ- بگو: خاور و باختر از آن خدا است؛ هر كه را بخواهد به راه راست رهبرى مىكند،» و راه راست در عمل راه رو به خداوند سبحانه و تعالى است، نه رو كردن به مشرق يا مغرب.
[١٤٣] و رو كردن به جانب كعبه در اسلام براى آن عنوان حكم شرعى پيدا كرد كه خدا مىخواست مسلمانان را امتى متمايز از ديگر امتها قرار دهد، و اين امت را به صورت رقيبى براى اندازه به كار برده شدن دستورهاى خدا در ميان ديگر امتها، براى حق و آزادى و عدالت اجتماعى درآورد. و اگر امت مسلمان رو به قبله اهل كتاب مىايستاد، نمىتوانست مشركان عرب را كه به كعبه معتقد بودند در جهت رو كردن به اسلام توجيه كند، به همانگونه كه نمىتوانست يهود و نصارايى را توجيه كند كه خود را صاحبان قبله تصور مىكردند و بر اين اعتقاد بودند كه مسلمانان پيروانى از ايشانند، و از همين رو خداى تعالى گفت
«وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً- و بدين گونه شما را امتى بر راه ميانه قرار داديم.» خدا شما را به راه راست هدايت كرد، و آن راه ميانه در بين انحراف به راست و چپ، يعنى تمايل يهوديان به مادهپرستى و تمايل مسيحيان به رهبانيّت، و ميان آزادى بىبند و بار و استبداد خفه كننده، و ميان ستمگرى فرد نسبت به اجتماع و ستمگرى اجتماع نسبت به فرد است، و هدف امت مسلمان آن است كه گواهى بر خط سير امتهاى ديگر باشد.
«لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ- تا بر مردم گواه باشيد.» گواه بر مردم بودن يعنى چه؟
/ ٢٧٥ شايد مقصود آن باشد كه شما تعيين كننده جهت براى ايشان به طرف اصول رسالت شويد، به همانگونه كه پيغمبر خدا گواه بر شما است.
«وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً- و پيغمبر بر شما گواه باشد.»