تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٥٣ - ملت ابراهيم
«فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ- پس نميريد مگر آنكه مسلمان باشيد.» چه گاه انسان در مدتى از زمان مسلمان مىشود، ولى در مقابل چكشهاى شرك و كفر فرومىريزد و هنگامى كه مرگ به او مىرسد كافر است و كافر از دنيا مىرود نه مسلمان؛ اسلام سست او نه در دنيا برايش حاصلى دارد و نه در آخرت. بر انسان واجب است كه در همه مراحل زندگى خود مسلمان بماند تا اگر مرگ ناگهان به سراغ او بيايد،/ ٢٦٢ آماده ديدار پروردگار خويش باشد و يكباره به عذاب اليم گرفتار نشود.
[١٣٣] و در خود يعقوب اين سفارش و وصيّت تحقق پيدا كرد، چه، على رغم دشواريهاى فراوان زندگى در هنگام مرگ فرزندان خود را به يكتاپرستى سفارش كرد
«أَمْ كُنْتُمْ شُهَداءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قالَ لِبَنِيهِ ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِي قالُوا نَعْبُدُ إِلهَكَ وَ إِلهَ آبائِكَ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ إِلهاً واحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ- شما در آن زمان حاضر نبوديد كه يعقوب را مرگ فرارسيد، و به فرزندان خود گفت: پس از من چه خواهيد پرستيد؟ گفتند: خداى تو و خداى پدرانت ابراهيم و اسماعيل و اسحاق را كه خداى يگانه است (مىپرستيم) و خود را به او مىسپاريم و تسليم مىكنيم.» و چه شادمان بود يعقوب كه در هنگام بدرود گفتن با زندگى ثمره تربيت فرزندان خود را بر يكتاپرستى در برابر چشمان خويش يافت و از زبان ايشان شنيد كه پيوسته بر خط توحيد باقى خواهند ماند.
[١٣٤] ولى آيا از اسلام ابراهيم و ذريه صالح او براى ما كارى ساخته است كه (ما اعراب و يهود) تنها به انتساب جدى با آنان بسنده كنيم؟ هرگز! چه آنان با كارهاى نيك و صالح خود از دنيا رفتند و بر ما نيز لازم است كه براى خودمان به عمل صالح بپردازيم و با آن از دنيا برويم.
«تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما كَسَبَتْ وَ لَكُمْ ما كَسَبْتُمْ وَ لا تُسْئَلُونَ