تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣٦ - مصدر الهام
مىشد، بلكه از انديشههاى موجود در نزد اين گونه كسان تأثير پذيرفته بود، اينان حكمت برترى آفريدهها را بر يكديگر نمىفهميدند، و چنان مىپنداشتند كه برترى يك سنگ گرانبها بر سنگ معمولى بدان سبب است كه جنبهاى از الوهيت در آن تجسم پيدا كرده است، و لذا چنان تصور مىكردند كه پادشاهان از آن روى به سلطنت و نيرومندى مىرسند كه رگى خدايى (سبحانه و تعالى) در خود دارند، و اينان نيز حكمت برترى را در نيافتند و گفتند: اگر عيسى خدا نبود، پس چرا بر ما برترى يافت، و خدا با او سخن گفت يا به او آيات بينات داد و با ما چنين نكرد. خدا مىگويد
/ ٢٤٣ «قَدْ بَيَّنَّا الْآياتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ- ما آيات (و معجزات) را براى قومى كه يقين دارند آشكار ساختهايم.» يعنى دلايل فراوانى براى نفى اين طرز تفكر وجود دارد، ولى نيازمند عقلهاى باز و فرهيخته و از سطح بالا است.
[١١٩] و اى محمد، همانگونه كه انبيايى پيش از تو را خدا، بىآنكه از فرزندان خدا باشند فرستاد، تو را نيز به رسالت فرستاد.
«إِنَّا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً- ما تو را بر حق فرستاديم كه مژده دهى و بيم دهى.» ولى پس از آنكه پيام ما را ابلاغ كردى ديگر مسئوليتى ندارى
«وَ لا تُسْئَلُ عَنْ أَصْحابِ الْجَحِيمِ- و مسئوليتى درباره اصحاب دوزخ ندارى.» پس نقش تو نقشى محدود است و ذرهاى از خدايى در آن نيست.
مصدر الهام
[١٢٠] و كار تو اى محمد آن است كه افكار خود جزئيات آن را از مصدر و منبع واحدى كه خدا است كسب كنى، و آن را با فرهنگ دينهاى ابتدايى كه تباه شد و شرك و گمراهى با آن آميخته و مخلوط نسازى، و در بند آن مباش كه اگر پيرو