تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨٩ - معناى واژهها
لمس احساسى است و اصل آن چسبيدن به چيزى است كه دو چيز را در نهايت نزديكى با يكديگر گرد مىآورد.
[يخلف]: اخلاف يعنى شكستن عهدى كه عملا در پيش بسته شده.
٨٣ [المسكين]: مسكين فردى است ذليل و درمانده و نيازمند كه از سكون و بىحركتى گرفته شده و گويى كه فقر او را بىحركت ساخته است.
٨٤ [تسفكون]: سفك به معناى ريختن است، چنان كه گوييم «خون ريخت».
[انفسكم]: نفس گرفته شده از نفاست است كه به معناى جلالت است و نفس انسان گرانبهاترين چيزى است كه در اوست.
[اقررتم]: اقرار، همان اعتراف است.
[تشهدون]: شهادت از مشاهده گرفته شده و آن خبر دادن از چيزى است كه در قوّت آگاهى گويى مشاهده شده است.
٨٥ [تظاهرون]: هميارى مىكنيد و «ظهير» به معناى ياور است.
[الاثم]: كار زشت.
[العدوان]: زيادهروى در ستم.
[اسارى]: اسر به معناى گرفتن به زور است و اصل آن گرفتن و بستن و حبس است، و گفته شده است اسارى كسانى هستند كه در بندند و اسرى به كسانى گفته مىشوند كه به دست گرفته شدهاند.