تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣٠ - شرح آيات
/ ١٢٣ يعنى كسانى كه ايمان آوردهاند از پشه، به سبب ارزش نهادن به حق و تقديس آن، بهرهمند مىشوند، ولى كافران، به سبب استكبار، گمراه مىشوند و در كفر باقى مىمانند.
«وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقِينَ- و به آن جز فاسقان گمراه نمىشوند.» آيا فاسقان كيانند؟ پاسخ اين پرسش را آيه بعد مىدهد.
[٢٧] فاسقان يك صفت نفسانى مشترك دارند كه عبارت از خودپرستى است و مظاهر عملى فراوان دارد كه برجستهترين آنها سه است
الف: عهدشكنى
«الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ- آن كسانند كه پيمان خدا را پس از بستن آن مىشكنند.» يعنى پيمان خدا را محترم نمىشمارند و خود را برتر از پيمان مقدس مىدانند.
ب: «وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ- و آنچه را كه خدا به پيوستن آن فرمان داده است مىگسلند و مىبرند.» و بنا بر اين حقوق مردمان را از خويشاوندان و يتيمان و درويشان و جز ايشان به آنان نمىدهند، و حرمتهايى را كه بايد مراعات شود پاس نمىدارند، بلكه براى تأمين مصالح و بر آوردن شهوات خود آن را پايمال مىكنند.
ج: «وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ- و در زمين فساد مىكنند.» براى زندگى هيچ حرمتى قايل نيستند. مزرعهاى را آتش مىزنند تا يك لحظه آتشى را كه سبب نابود شدن روزى ميليونها نفر است تماشا كنند و از آن، به خيال خام خود، لذت ببرند. افراد اين گروه احترامى براى خدا و انسان و طبيعت قايل نيستند. كسانى هستند كه خدا ايشان را، به سبب آنكه خود را در نفس خويش زندانى كردهاند و جز مصالح آن را نمىبينند، گمراه كرده است. پس چگونه ممكن است معنى حيات را فهم كنند؛ مگر/ ١٢٤ مىتوانند از اين راه براى خود خدمتى انجام دهند؟