إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٢٤ - فصل تعدى يا عدم تعدى از مرجحات منصوصه
و توهم أن ما يوجب الظن بصدق أحد الخبرين لا يكون بمرجح، بل موجب لسقوط الآخر عن الحجية للظن بكذبه حينئذ، فاسد. فإن الظن بالكذب لا يضر بحجية ما اعتبر من باب الظن نوعا، و إنما يضر فيما أخذ في اعتباره عدم الظن بخلافه، و لم يؤخذ في اعتبار الأخبار صدورا و لا ظهورا و لا جهة ذلك(١).
موجب اقربيت يا ظن به واقع نيستند.
سؤال: آيا آن راوى كه «اورع» هست يعنى: شبزندهدارى مىكند و از تمام شبهات مالى و غير مالى اجتناب مىنمايد، خبرش اقرب به واقع است؟ به عبارت ديگر: آيا اورعيت راوى، سبب ظن به واقع يا اقربيت خبر به واقع مىشود؟
جواب: خير! آن راوى كه اورع هست فرضا با پنج واسطه، روايت را از امام عليه السّلام شنيده و آن ديگرى هم كه اورع نيست با پنج واسطه خبر را از امام عليه السّلام شنيده لذا اورعيت، موجبى براى ظن به واقع يا اقربيت خبر به واقع نمىباشد.
سؤال: آيا افقهيت راوى، موجب ظن به واقع يا اقربيت خبر به واقع است؟
جواب: خير! راوى افقه، آن است كه در مسائل فقهى، تتبعات زيادى نموده [١]، فرضا اقوال سائرين را هم مىداند امّا اين مسئله، موجب ظنّ به واقع يا اقربيت خبر آن راوى به واقع نمىشود.
خلاصه: مرجحاتى داريم كه نه سبب ظن به واقع مىشود نه موجب اقربيت خبر به واقع لذا اگر كسى قائل به تعدى شد بايد به هر مزيتى تعدى نمايد- و ترجيح دهد- اعم از اينكه آن مزيت، موجب ظن به واقع يا اقربيت خبر به واقع بشود يا نشود.
(١)توهم: آن مزيتى كه باعث شود انسان ظن به صدق احد الخبرين پيدا كند [٢]، مرجح نيست زيرا ظن به صدق «احد الخبرين» ملازم با ظن به كذب خبر مخالف
[١]يا اينكه در مسائل اصولى، تتبع نموده و تمام جزئيات مسائل اصول، و فروع استصحاب را مىداند و ....
[٢]كه فلان خبر از معصوم «ع» صادر شده.