إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٦٠ - فصل در انقلاب نسبت
قوله: «و الا لم يكن وجه فى حجيته فى تمام الباقى ...».
اگر عام در عموم- يعنى: در تمام موضوع له- استعمال نشده بلكه در «باقى» استعمال شده پس در «تمام الباقى» هم ظهور و حجيت ندارد زيرا معناى مجازى آن، متعدد است، فرض كنيد مولا فرموده: اكرم العلماء و سپس گفته «لا تكرم زيدا العالم»، بعد از تخصيص اگر عام در عموم، استعمال نشده چه دليلى داريد كه عام در غير زيد، حجت باشد؟
در عموم كه استعمال نشده، آيا در تمام افراد، غير از زيد، استعمال شده يا اينكه در مرتبهاى پائينتر از آن استعمال شده؟
به عبارت واضحتر: فرض كنيد هزار عالم وجود دارد و مولا فرموده: «اكرم العلماء» يا «اكرم كل عالم»، تخصيصى هم يقينا نسبت به زيد، بيان شده لكن شما يقين نداريد كه نسبت به «ما عدا» و غير از زيد، تخصيصى وجود ندارد، مىدانيد عام مذكور كه موضوع له آن فرضا هزار نفر است در هزار عالم، استعمال نشده اما سؤال ما اين است كه در چه چيز استعمال شده؟
يك احتمال، اين است كه در غير از «زيد» استعمال شده باشد، احتمال ديگر، اين است كه در غير از «زيد و عمرو» استعمال شده باشد، احتمال سوم، اين است كه در غير از «زيد، بكر و عمرو» استعمال شده باشد و ....
خلاصه: تمام مراتب مذكور، محتمل است و قرينه معينة المراد هم نداريم لذا مىگوئيم حجيت عام در «تمام الباقى» دليل بر اين است كه عام در «عموم» استعمال شده [١] منتها وقتى زيد، خارج شد، نسبت به او حجيت ندارد اما در غير زيد- تمام الباقى- حجت است و عام در آنها استعمال شده [٢].
[١]براى توضيح بيشتر در اين زمينه به ايضاح الكفاية، جلد سوم، صفحه ٣٧٤ به بعد، مراجعه نمائيد.
[٢]و الا اگر تخصيص، قرينه بر اين باشد كه عام در عموم، استعمال نشده، خصوصات هم كه متعدد-