إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٥٨ - فصل در انقلاب نسبت
لا يقال: إن العام بعد تخصيصه بالقطعي [١] لا يكون مستعملا في العموم قطعا، فكيف يكون ظاهرا فيه؟(١).
منعقد گشت به عبارت ديگر: ابتدا كه مولا فرمود «اكرم العلماء» آن عام در عموم ظهور پيدا كرد، شامل عالم عادل، فاسق، نحوى و امثال آن شد سپس كه «لا تكرم الفساق من العلماء» صادر شد و به وسيله آن، عام را تخصيص زد، تخصيص مذكور، موجب نمىشود اصل ظهور عام از بين برود [٢] لكن نقش خاص هم اين است كه ظهور اكرم العلماء را نسبت به عالم فاسق از «حجيت»، ساقط نمود پس بعد از تخصيص هم ظهور عام- در عموم- به قوت خود، باقى هست، نتيجتا باز هم بين آن عام و خاص ديگر- يعنى:
لا تكرم النحويين- تعارض وجود دارد، نسبت بين آن دو هم عموم و خصوص مطلق است، انقلاب نسبت هم حاصل نشده پس هنوز هم «لا تكرم النحويين» اظهر و آن عام، ظاهر است و بايد با خاص بعدى [٣]، آن را تخصيص بزنيم [٤] نه اينكه سراغ مرجحات برويم و اگر مرجحى نبود، قائل به تخيير شويم.
نتيجه: هميشه تعارض، بين ظهورات است و بعد از تخصيص هم اكرم العلماء در عموم، ظهور دارد ولى نسبت به عالم فاسق «حجيت» ندارد نتيجتا به وسيله خاص بعدى هم آن را تخصيص مىزنيم. بدون اينكه انقلاب نسبت، محقق شود.
(١)اشكال: بعد از آنكه اكرم العلماء با دليل قطعى- مانند لا تكرم الفساق من
[١]الظاهر ان وجه التخصيص بالقطعى فى نظر المستشكل هو ان المخصص اذا كان قطعيا فيحصل القطع ح بعدم كون العام مستعملا فى العموم فكيف يكون ظاهرا فيه و لا ينثلم بالمخصص ظهوره. ر. ك:
عناية الاصول ٦/ ١٢٣.
[٢]چون ظهور براى عام، منعقد و مستقر شد.
[٣]يعنى: لا تكرم النحويين.
[٤]نتيجتا «اكرم العلماء» را به وسيله آن دو خاص- لا تكرم الفساق من العلماء و لا تكرم النحويين- تخصيص مىزنيم.