إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٨ - تنبيه سيزدهم استصحاب حكم مخصص
«زمان» را لحاظ نمايد:
الف: همانطور كه زيد عالم و بكر عالم، هركدام در برابر يكديگر موضوع مستقلى هستند، در هركدام از آنها هم هر روز [١]، يك موضوع مستقل است يعنى: زيد عالم، مثلا هزار موضوع است، «يوم الجمعة» يك موضوع است، «يوم السبت» موضوع ديگرى هست و «يوم الاحد» هم كذا. يعنى: موضوعات به تعداد ايام و قطعات زمان تعدد پيدا مىكند- كل يوم موضوع مستقل.
ب: ممكن است زيد عالم، يك موضوع مستقل باشد و ايام، ظرف استمرار و دوام حكم باشد [٢] نه اينكه هر قطعهاى از زمان- مانند افراد- موضوع مستقلى باشد.
خلاصه: بايد ملاحظه نمود كه زمان در دليل عام به نحوى اخذ شده كه هر قطعه از زمان، فرد مستقل است يا اينكه زمان فقط ظرف ثبوت حكم مىباشد.
٢دليل خاص هم ممكن است به يكى از دو نحو مذكور، اخذ شده باشد يعنى:
الف: امكان دارد متكلمى كه گفته «لا تكرم زيدا يوم الجمعة» براى «يوم الجمعة»، فرديت، قائل شده به نحوى كه اكرام زيد «فى يوم السبت» با اكرام او «فى يوم الجمعة» مغاير باشد.
ب: ممكن است مولا براى هر روز، فرديت قائل نشده باشد.
نتيجه: در محل بحث، چهار صورت، متصور است:
١زمان در عام و خاص، ظرفيت داشته باشد. ٢- زمان در عام و خاص، فرديت داشته باشد. ٣- زمان در دليل عام، داراى ظرفيت و در خاص، فرديت داشته باشد. ٤- زمان در عام، داراى فرديت و در دليل خاص، ظرفيت داشته باشد.
اينك بايد به ترتيب به بيان حكم هريك از فروض چهارگانه مذكور بپردازيم:
[١]و هر قطعه از زمان.
[٢]يعنى: زمان، موجب تكثر افراد نمىشود.